دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

انقدر نفس ميکشم تا تمام شود همه آن هواي که سراغ تو را ميگيرد.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

بر مهدى و آن هاله نورش صلوات/بر خال لب و جام ظهورش صلوات*بى پرده همه انس و ملک میگویند/بر سال و مه و وقت ظهورش صلوات*
یا صاحب الزمان


امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

بنی آدم اعضای یکدیگرند
همه یک به یک نوکر حیدرند(ع)
به نزد حسین(ع) میشوند سربلند
کسانی که کلب علی اکبرند(ع)
"جانم علی اکبر(ع)"یاعلى مدد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

بی سبب نیست اگر این همه زیبات کشید/
اشبه الناس نبی بودی و طاهات کشید/
به شک انداخته ای قوم بنی هاشم را/
بس که مانند عمو خوش و قد و بالات کشید/
خواست تا شخص حسین نیز شود مجنونت/
بین یک خیمه علی اکبر لیلات کشید/

امیرحسیــن  :-)
96127_382.jpg امیرحسیــن :-)

پدر .................چیزی به ذهنم نرسید ........شما بگین ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

نه کسی پروفایلم بازدید میکنه ..............................نه لایکی ......نه خصوصی........نه دیدگاهی................نه اطلاع رسانی .....................

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آيت الله شيخ محمد تقي بهجت فومني (ره) مي فرمود : باب رسيدن به كمالات و لقاء الله مفتوح است . حيف نيست اين مراحل را كه از راه بندگي حاصل مي شود نداشته و از آنها محروم باشيم ؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مستم كن آن چنان كه ندانم ز بي خودي در عالم خيال كه آمد كدام رفت ؟!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
در حرف دل

اون که رفنه دیگه بر نمیگرده اگه برگرده باز میرود چون راه رفتن را یاد گرفته .........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کجاي بازي ما اشتباه بود ؟!! که تو همبازي من نيستي و من هنوز گرگم به هواي تو

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

به نام دوگل بهشت: يكي عشق وديگري سرنوشت.به قلم گفتم بنويس هرچي دلش خواست نوشت,ماراخاك پاي دوست ودوست راتاج سرمانوشت.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

گـل يا پــوچ؟ دستتــــ را باز نکن،... حســم را تباه مکــن بگذار فقط تصــور کنم که ددستانت برايـــم کمي" عشق "پنهـــان است ...

امیرحسیــن  :-)
29027344459407027429.jpg امیرحسیــن :-)

الان زندگیش شده .... یه مشت قرص ...و کپسول اکسیژن .....آن زمان رفت فقط برای من و تو .... ب

امیرحسیــن  :-)
0215.jpg امیرحسیــن :-)

روبرویش نشستم مدام دانه های تسبیح را روی هم می انداخت پرسیدم: چه ذکری میخوانید؟ خیلی صلوات ، نذر دارم. باید تمامش کنم! پرسیدم: نذرهایتان برآورده شده؟! آری پرسیدم: چه نذرهایی؟: یک لحظه که دیر می کند، برای عافیتش صلوات نذر می کنم! "فدای قلب پر اضطراب و عاشقت"

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
89009719732721497634.jpg امیرحسیــن :-)

توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژسه از کار افتاد! گفتم: چی شد؟ پسر گفت: «شلیک نمی کنه. نمی دونم چرا؟» وارسی کردیم، تیربار سالم بود. دیدیم انگشت سبابه پسر، قطع شده؛ تیرخورده بود و نفهمیده بود! با انگشت دیگرش شروع کرد تیراندازی کردن. بعد از عملیات دیدیم ناراحته. انگشتش را باندپیچی کرده بود. رفتیم بهش دلداری بدیم. گفتیم شاید غصّه انگشتشو می خوره؛ بهش گفتیم: بابا، بچه ها شهید می شن! یک بند انگشت که این حرف ها رو نداره! گفت: «ناراحت انگشتم نیستم؛ از این ناراحتم که دیگه نمی تونم درست تیراندازی کنم!»