امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
تقصیر ماست غیبت طولانی شما*بغض گلو گرفته پنهانی شما*بر شوره زارمعصیتم گریه میکنید*جانم فدای دیده بارانی شما*پرونده ام برای شما دردسر شده*وضع بدم دلیل پریشانی شما*آیا حقیقت است که اصلا"شبیه نیست*رفتار ما به رسم مسلمانی شما؟*یا فارس الحجاز برایم دعا کنید *درمانده است نوکر ایرانی شما*
**الهم عجل لولیک الفرج**
امیرحسیــن :-)
گاه جلوي آينه مي ايستم,خودم رادرآن ميبينم, دست روي شانه اش ميگذارم وميگويم: چه تحملي دارددلت...!
امیرحسیــن :-)
از قلب پرسيدم: چه کنم وقتى دلم تنگ است و دستم کوتاه و جفاي يار ميبينم؟ قلب گفت: ببين کار من خون رسانى به بدنه، از من چرت وپرت نپرس
امیرحسیــن :-)
به به ای خانم قشنگ و ملوس که قدم میزنی به مثل عروس ای که در پیش آینه با تاپ کردهای یک دو ساعتی میک آپ روی اجزای صورتت یک یک ریمل وسایه و رژ و پنکک شدهای – چشم خواهری! – خوشگل میبری از بزرگ و کوچک دل می شود بند عفت از این ناز چون کمربند سبز تهران، باز! نگو اصلا که: "ذاتا این مدلم" خودم اینکارهام عزیز دلم من که این قدر خویشتن دارم باز، دیوانه میشوم دارم! که اگر موجبات ننگی تو پس چرا این قدر قشنگی تو؟! خواهرم توی این بریز و بپاش تا حدودی به فکر ما هم باش پیش خود فکر کن که مرد غریب گر ببیند تو را به این ترتیب از لبش آب راه میافتد طفلکی در گناه میافتد من خودم بی خیال دنیاشم نه که منظور من خودم باشم مشکل از سوی جوجه کفترهاست غصهام معضل جوانترهاست که به یک جلوه ی زن از مریخ خل و دیوانه میشوند از بیخ رشته را میکنند هی پنبه بس که ناواردند و بی جنبه ما که داریم خانهای در بست _تازه ویلای دوستان هم هست!_ غالبا عصرها همانجایم هفتهای یک دو روز تنهایم الغرض این از این همین دیگر روسری را جلو بکش خواهر
امیرحسیــن :-)
بده ساقی می باقی به عشق خسرو خوبان بزن مطرب نی و بربط که آمد نیمه شعبان قدر قدرت شهی آمد، علی فطرت، مهی آمد بده ساقی می باقی به عشق خسرو خوبان بزن مطرب نی و بربط که آمد نیمه شعبان قدر قدرت شهی آمد، علی فطرت، مهی آمد چه قدرت، قدرت مطلق، چه فطرت، فطرت یزدان تولد یافت مولودی ز امر قادر یکتا که از نور جمال او جهان شد روضه رضوان خطش مشکین و لب غنچه، رخش زیبا قدش فتنه چه قامت، قامت رعنا، چه صورت، صورت رخشان زچشم و روی نیکویش توانم اینقدر گویم که رویش قبلهی دلها و چشمش چشمهی حیوان زلطف و رحمتش باشد، زبان الکن، قلم عاجز چه لطفی، لطف بیمنت، چه یاری،یاور یاران بگو از من تو ای ساقی بآن سرو سهی بالا توئی آقا، توئی مولا، بخلق عالم امکان بجانم او بود، جانانکه جان عالمش قربان بدردم او بود درمان، چه دردی، درد بیدرمان توئی سرور، توئی رهبر، توئی نوباوه حیدر توئی سلطان بحر و برّ، ولی حضرت سبحان توئی لطف و توئی جود و توئی رحم و توئی رحمت توئی دریای بخشایش، توئی فیض و توئی احسان توئی علم و توئی عالم، توئی حلم و توئی دانش توئی دُرّ و توئی گوهر، توئی لؤلؤ توئی مرجان توئی محرم،#السلام علیک یا صاحب الزما
امیرحسیــن :-)
وقتی دوره زمانه برعکس میشود !!!
امیرحسیــن :-)
آخرین کلمات ......................#دیدگاه
امیرحسیــن :-)
شهید حاج سید کمال فاضل معروف به سردار فضائل علاقه ی وافری به معصومین (ع) به ویژه حضرت زهرا(س) داشت تا جایی که نام « یا زهرا » را برای گردان تحت امر خود انتخاب کرد. خاطره ای از این شهید در شب جمعه در عالم خواب بانوی مجللّه ای کنارم آمد، باور نمی کردم، به نظرم آمد حضرت زهرا (س) را زیارت می کنم، خودش بود جذبه ی معنوی اش چنان بود که لفظ « مادر » سنگین بر زبان طنین انداز شد. به آهستگی گفتم: « مادر »، و در جواب شنیدم: « من مادرت خواهم بود به یک شرط ». عرض کردم چه شرطی؟ فرمود: « به شرط آن که پیمان ببندی جنگ و جهاد در راه خدا را هیچ گاه ترک نکنی ». خواستم چیزی بگویم که آن بزرگوار از نظرم محو و ناپدید شد.»