دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آی حااااااال میکنم با این بچهای شر ........ خوشم میاد......عشقن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آی حااااااال میکنم با این بچهای شر ........ خوشم میاد......عشقن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
8.jpg امیرحسیــن :-)

راحت باااااااااااااااااااااااش.....

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دل كودكانه ي من
چه ساده مينگرد
چه ساده ميخندد
چه زود باور ميكند
چه زود اعتراف ميكند
چه آسان به رحم ميايد
چه آسان به جوش ميايد
چه چنين "چه چنان"چه چرا" چه چاره؟
چنان باش كه چنينم
وگر چنين نباشي چاره ي كار چاقوي تيز بر زير چانه ام خطي عميق اندازد و در چهار چوب آهنين اندازدم و در چاهي به نام قبر اندازدم و در انجا به چه و چرا و چنين و چنان و چاره و چه و چه بي نيازم گرداند¿¿¿¿¿

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تاحالا كفشاتونگاه كردی؟دوتاعاشق،دوهمراه كه بی هم ،میمیرن ، كاش آدما هم یه کم ازکفشاشون یادبگیرن §

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

زندگي سه لحظش قشنگه ديدن تو.! خنديدن تو.! تو

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

كارگری خسته و رنجور سكه ای از جليقه كهنه اش درآورد تا دهد. ناگهان جمله اي روي صندوق ديد و منصرف شد; صدقه عمر را زياد مي كند...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

همه اونایی كه تو دل ما نشستن كرایه هم نمیدن

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

ای دهقان فداكار،تو در روزگاری بزرگ شدی كه مردی شد تا زنان وكودكان زنده بمانند،
امامن در روزگاری نفس ميكشم كه زنی برهنه ميشود تا كودكش ازگرسنگی نميرد!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

روزى پسرى عاشق دخترى كه توسى دى فروشى كارميكردشد پسرهرروزبخاطر صحبت كردن بادختره ميرفتوسى دى ميخريدازش بعدازيكماه پسرك مرد دختردرخانه پسر رفت مادرش گفت كه مرده ودختروبرداتاق پسره دخترتاچشمش به سى دياافتادگريه كرد چون حتى1سى دى روهم بازنكرده بودميدونى چراگريه ميكرد؟چون دختره تمام نامه هاى عاشقانه اش رو داخل بسته سى دى ميذاشت

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خدا پرسید: میخوری یا میبری؟ و من گرسنه پاسخ دادم: میخورم! چه میدانستم که ها را می برند و را می خورند

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خيلي سخته كه سالها دنبال نيمه گمشده ي زندگيت بگردي و...پيداش كه كردي ببيني نيمه يه زندگي ديگه شده

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خیلی که کلنجار میروم،بازبخاطرپسر نوح به نوح ایمان نمی آورم،دوقدم که راه رفتم به خدایش نیزبی ایمان شدم!امروز سرآخر من نیز باپسرنوح غرق شدم!!توبدان که خدا رابخاطر"#خدا" پرستش کن نه بخاطر آدمها واسطوره هایت!این روزهاداستان است;داستان امثال من که ایمانشان به خدای و واحدرابه انسان دیگری گره زده اند،وقتی چنین گشت بدان که تنهابه سقوط منجر میشود!نگوشاید!که من این راه راتاانتهایش رفتم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دیگر نمی گویم گشتم نبود نگرد نیست، بگذار صادقانه بگویم گشتم اتفاقا بود اما مال من نبود انگار، بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست.....

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام.............