می نویسم "کانال ..." سرمایی ها یاد کولر می افتند؛ دیپلمات ها یاد سوئز؛ سیاستمداران یاد رسانه های ارتباط جمعی؛ اما آنهایی که با تشنگی و عطش آشنایی دارند، کانال برایشان واژه دردناکی است... کانال برایشان تداعی کننده کانال "کمیل" و گردان "حنظله" است...
گاهی اشتباه میکنم ، تاوانش را هم میدهم ... معامله ی منصفانه ای به نظر می آید ... اما گاهی تاوان بعضی اشتباهات ،"کمر" که هیچ ،"گردنم" را هم میشکند ... اینبار اشتباهی بزرگ انجام دادم ... "خــدا" را گم کردم ،که تاوانش این بود : "خــــودم" را گم کردم ... "راهم" را گم کردم ... و "دور" شدم از "خدایی" که وجودم از "خودش" بود ... و حالـا سخت "پشیمانم" ... و حالـا نمیدانم با این همه "ناسپاسی" ،لـایق "بخشش" هستم یا نه ... : کلام آخر : "خـــــــدایـا بـبـــــــــــخـش" ...
#زن-باشی-و . . . اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت #لذت ببری. . ، ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛ . . #اینکه-زن-باشی و اندام مناسبی داشته باشی،. . ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی؛. . #اینکه-زن-باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی،. . ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛. . #اینکه-زن-باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید،.. ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛ . . #اینکه-زن-باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی،ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی؛ . . #اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو در پوشش بودن های تو خریداری و خواستگاری وجود نداشته باشد؛.. #اینکه جوری حرف بزنی ، قدم برداری و پوشش داشته باشی که همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛. . #اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود. . !!
سختيها را تحمل ميكند...
و غم و اندوهي را تحمل ميكند كه با خود خوشبختي و عشق به همراه دارد...
ميخندد وقتي كه ميخواهد جيغ و فرياد بزند!
ترانه ميخواند وقتي ميخواهد گريه كند!
گريه ميكند وقتي كه خوشحال است!
و ميخندد وقتي كه ميترسد!
عشقش بدون شرط است!
ولي......يك رفتار بد دارد؛ و آن اين است كه او ارزش خود را در نزد ديگران نميداند!