دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
1346656228162219_large.jpg امیرحسیــن :-)

گرگ‌ها دوره افتاده‌اند تا روی سینه‌ات یادگاری بکَنند و بهار وقتی نازل شد که روح الله در پرنده‌اش دمید و گنبد سبز اِسرا سپاهش را سان دید سردار! نامت که تلاوت می‌شود موش‌های آواره در بند قطعنامه‌ها دق‌مرگ می‌شوند

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
soleymani2.jpg امیرحسیــن :-)

همه ما بسیجیان و ملت غیور ایران حاج قاسم سلیمانی هستیم مارا ترور کنید

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1334083218642458_large.jpg امیرحسیــن :-)

شهادت بازی بر دار نیست! بازی بر،دار است!

امیرحسیــن  :-)
02997019586685310308.jpg امیرحسیــن :-)

گوش كن ميشوني......... گوش كن مي شنوي كاروان در راه است انگار كسي با تندي مي رود سوي سراي موعود وعده داده بودند مي رود تا كه شود احياگر نام او در تاريخ كه شود كشته ي عظماي جهان گوش كن مي شنوي صحبت غم باري مي كند خواهري سوخته دل از ته دل با برادر سخني كه برادر انگار سفري در پيش است انگار مرا آوردي بدرقه تا كه روي بر سفري كه برادر انگار زمين ، با ناله ، سخني مي گويد كه برادر انگار سخن از تشنگي مفرط رود سخن از ماه به روي نيزه سخن از ناله ي جانسوز گلي سخن از گريه جانكاه گلي نشكفته سخن از هلهله ي نامردان سخن از ريزش تيرو نيزه سخن از كينه ديرينه آن نامردان سخن از حنجر خونين گويد كه برادر انگار توهم مي شنوي نه،توخود مي داني،آگاهي ...

امیرحسیــن  :-)
mazhabi  (295).jpg امیرحسیــن :-)

امشب اين دل را هوايي ديگر است سوز وآهي؛غم نوايي ديگر است باز هم دم از محرم مي زند باز با ماتم هم آوايي کند گوئيا بغض محرم کرده است حسرت يک جرعه ماتم برده است...

امیرحسیــن  :-)
arbaeen%20(9).jpg امیرحسیــن :-)

قربون پرچمای مشکیت برم آقا.قربون لب تشنت برم.قربون دل خواهرت برم.قربون قدمای عزادارات برم.نمیدونی چه کیفی میکنم وقتی ازخانمایی که دارن میرن میشنوم """اجرت با سیدالشهدا""" من دیگه چی بخوام؟؟؟؟؟؟؟همین توی روضه ی تو یه کارکوچولو انجام بدم از سرمم زیادیه. مرسی بابت همه چی

امیرحسیــن  :-)
آقا.jpg امیرحسیــن :-)

هرچه کردم نتوانستم که زیرلب زمزمه نکنم"لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم"! و چه لذت بخش بود این حس غرور به هنگام قدم زدنت! و چه مومنانه پند دادی و چه زیرکانه تهدید کردی دشمن را! و چه عاشورایی و زینبی سیلی زدی به گوش یزیدیان زمان

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
mazhabi  (35).jpg امیرحسیــن :-)

آب شرمنده ی ایثار علمدار تو شد... که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت... بر تو بستند اگر آب سواران سراب ...دشت دریا شدو آب از سر افلاک گذشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1338649533401822_large.jpg امیرحسیــن :-)

تقدیم به رهبرم سید علی ...سخن دیگری نیست...

امیرحسیــن  :-)
beinolharamein%2011.jpg امیرحسیــن :-)

سر خو رشید بر آن نیزه ی خونین می گفت که چه ها بر سر آن پیکر صدچاک گذشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
52 [1600x1200].jpg امیرحسیــن :-)

بياعاشقي را رعايت کنيم ز ياران عاشق حکايت کنيم

امیرحسیــن  :-)
1_8807051349_L600.jpg امیرحسیــن :-)

شب عملیات نوجوانی بسیجی بدنبال پیشانی بند می گشت. گفتم: این همه پیشانی بند اینجاست ، یکی را بردار ، مگه چه فرقی می کنه؟ گفت: بله! ولی من پیشانی بندی می خوام که روش نوشته باشه یا زهرا سلام الله علیها . گفتم: چرا؟ سرش رو پایین انداخت و گفتـ: آخه من مادر ندارم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
89009719732721497634.jpg امیرحسیــن :-)

توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژسه از کار افتاد! گفتم: چی شد؟ پسر گفت: «شلیک نمی کنه. نمی دونم چرا؟» وارسی کردیم، تیربار سالم بود. دیدیم انگشت سبابه پسر، قطع شده؛ تیرخورده بود و نفهمیده بود! با انگشت دیگرش شروع کرد تیراندازی کردن. بعد از عملیات دیدیم ناراحته. انگشتش را باندپیچی کرده بود. رفتیم بهش دلداری بدیم. گفتیم شاید غصّه انگشتشو می خوره؛ بهش گفتیم: بابا، بچه ها شهید می شن! یک بند انگشت که این حرف ها رو نداره! گفت: «ناراحت انگشتم نیستم؛ از این ناراحتم که دیگه نمی تونم درست تیراندازی کنم!»

امیرحسیــن  :-)
11120_581.jpg امیرحسیــن :-)

علمدار سپاه قدس چون ماه بنی هاشم،که "احلی من عسل" گل کرده بر لبهای این قاسم شهادت زنده گرداند در او "شوق قدیمی" را،سلیمانی که مینازد به او سیدعلی دائم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بی مخاطب ترین آدم دنبالر....