همه ی مدرسه ها جمعه تعطیله اما یه روز مدرسه ی عشق ما روز جمعه باز میشه، روزیه که صدا همه ی عالمو میگیره " ألا یا أهل العالم أنا بقیة الله أنابن ألزهرا "
السلام علیک یا صاحب الزمان یا ناشــر العـــــدل یا مهــــــــدی الامــم جامـــــــــــــــع الکلـــــم یـــــا ناصــــــر حــــــــــــق الله یـــــــا دلیــــــــــــل ارادة اللــــــــه یا حافـــــــــــظ اســـــرار ربــــــــ العالمین یـــــــا معـــــــــــدن العلــــــــوم النبــــــــــــــویه الســــــلام علیکــــــ یا مومـــــــل شمـــــــل الصــــــلاح و الرضــــــا یا صاحبـــــــــــ یــــــــوم الفتح و ناشـــــــر رایة الهــــــــدی یــــا منجـــــــــــــی المستضـــــــــــعفیـــن یا سیفـــــــــــ الله الــــــذی لاینبـــــو یــــــــــا معــــــــــــزّ المــــــومنین یا مـــــذّل الکــــــــــــــــافرین یا مـــــــدار دهــــــــــــر یا نامـــوس العصــــــر #یا#صاحبـــــــــ#لامر#یا#صاحب#الزمان#العجـــــل
23) حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را. اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه. (الكافي ج3 ص342)
24) امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: شگفتا! چگونه این امت دلباخته و فریفته خلفا (عمر و ابابکر) شده اند ؟! چه محبتی از آنها و معتقدین آنها به دل دارند ؟! محبت به کسانی که آنها را از راه خدا باز داشته, از دین برگرداندند! به خدا سوگند اگر سرپا بر خاک ایستاده و خاکستر بر سر بریزند و باتضرع و زاری بر کسانی که سبب گمراهی آنها شده و آنها را از راه خدا باز داشته و به سوی آتش فرا خوانده و در معرض سخط پروردگار قرار داده و آنها را جهنمی کردند نفرین نمایند و تاقیامت این کار را ادامه دهند, باز نتوانستند آن چنان که باید آنها را لعن کنند. (و استحقاق آنها نسبت به لعن بیش از این است.) (کتاب سلیم بن قیس ص207, بحارالانوار 30/326)
25) دیلمی آورده است: (هنگامی که اولی در حال جان دادن بود) آه و واویلا می کرد: دومی به او گفت: ای خلیفه رسول خدا چرا چنین می کنی؟ گفت: این رسول خدا صلی الله علیه و اله به همراه علی بن ابیطالب علیه السلام است که مرا بشارت به جهنم می دهند و با ایشان آن صحیفه ای است که در خانه کعبه بر آن هم پیمان شدیم (که مربوط به توطئه قتل پیامبر در شب عقبه بود) و پیامبر صلی الله علیه و اله میفرماید: همانا به عهد خود وفا کردی و بر ولی خدا خروج نمودی پس بشارت بر تو و رفیقت در پایین ترین درکات جهنم. عمر گفت:...بگو لااله الا الله. ابوبکر گفت: نمیگویم و هیچگاه نیز نمیتوانم بگویم تا این که در جهنم وارد و داخل تابوت شوم. وقتی اسم تابوت را برد گمان کردم هذیان می گوید: از این رو گفتم: کدام تابوت؟ گفت:تابوتی از آتش که با قفل آتشین بسته شده که در آن دوازده نفرند من و این رفیقم و...سپس صورتش را به زمین چسباند و پیوسته آه و واویلا می کرد تا جان داد. (ارشادالقلوب ص392)
26) پس از ضربه به عمر که منجر به قتل وی شد, نقش زمین شد. همه او را دوره نموده و به خانه اش منتقل کردند. سپس طبیب حاضر کرده و طبیب از وی پرسید که چه نوشیدنی دوست داری؟ گفت: نبیذ (شراب!) نبیذ آوردند و چون نبیذ را خورد چون به رنگ خون بود ندان
38) همچنین امام علی علیه السلام خطاب به عمار فرمودند: ای عمار! آیا رسول الله را دوست نداری و از دشمنانش بیزاری نیستی؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: مرا هم دوست داری و از دشمنم بیزاری؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: تو را بس ای عمار که از آن دو نفر (عمر و ابابکر) بیزاری جستی و آنان را لعن نمودی. (سلیم بن قیس ص921ح67)
39) امام صادق علیه السلام و از پدر بزرگوارشان ع و او از پدر بزرگوارشان امام سجاد ع و او از جد بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام روایت فرمودند:
خداوند در پشت مغرب شهری دارد به نام جابلقا و در آن هفتاد هزار امت است که همه شان مثل این امت هستند ولی به اندازه چشم به هم زدنی نافرمانی نمی کنند. آنان هیچ عملی ندارند و کلامی نمی گویند مگر نفرین بر آن دو (عمر و ابابکر) و بیزاری جستن از آنها و اقرار به ولایت اهل بیت پیامبر ص. (بصائرالدرجات ص490ح1)
40) و از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خداوند را پشت این نطاق (نطاف) آسمان زبرجد سبزی است که به واسطه آن, آسمان سبز می گردد. گفتم: نطاق (نطاف) چیست؟ فرمود: پرده است, خدا را پشت آن هفتاد هزار عالم است پیش از تعداد جن و انس و تمامی آنان فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) را لعنت می کنند. (مختصر بصائر الدرجات ص12)
حفصه و عایشه علیه رسول خدا و برای آزار او اتفاق کرده بودند. "1"
و آیه نازل شد که اگر شما [همسران پیامبر] از کار خود توبه کنید [به نفع شماست، زیرا] دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، [کارى از پیش نخواهید برد] زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند. "2"
عایشه و حفصه آنقدر رسول خدا را آزار می دادند که تمام آنروز را خشمگین سپری میکرد."3".
عمربن خطاب به دخترش حفصه گفت: تو میدانی که رسول خدا تو را دوست ندارد."4"
و اینکه بخاری به این مساله اعتراف میکند بیانگر آنست که خبر آزار رساندن عایشه و حفصه به پیامبر میان مردم شایع و متواتر شده بود.
همچنین عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول خدا صلی الله علیه و اله با او مخالفت کرده و هر کدام خواستند تا پدر خود را برای امامت نماز جماعت دعوت کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به آن دو فرمودند: شما چون زنان فتنه گر اطراف یوسف علیه السلام هستید. "5"
و نیز روزی پیغمبر خدا با امیرالمومنین قدم زنان گفتگو می کرد و سخنان پنهانی آن دو مدتی به طول انجامید. عایشه که بی خبر به دنبالشان افتاده بود. خود را غفلتاً در میان آن دو انداخت و گفت: چه موضوع مهمی است که شما دو نفر را تا به این حد به خود مشغول داشته و مدت زمانی وقت گرفته است؟ می گویند رسول خدا صلی الله علیه و اله از این برخورد ناگهانی عایشه در آن روز سخت خشمگین شده است. "6"
ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخرة و اعدلهم عذابا مهینا. احزاب آیه 57
با تمام احترامی که برای برادران اهل سنت قائل هستیم، این مطالب همگی از کتب معتبر شماست و ما انتظار پاسخگویی از شما را داریم. منتظر هستیم.
منابع مطلب:
1- صحیح بخاری ج۶ ص۶۹
2- سوره تحریم ایه ۴ و ۵- تفسیر الثعلبی ذیل همین ایه و تفسیر ابن کثیر ج۴ص۶۳۴ و صحیح بخاری ج۳ص۱۶۳.
سب در قرآن:
وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ
سوره انعام آيه 108
و آنهايي را كه جز خدا ميخوانند ، دشنام مدهيد كه آنان از روي دشمني (و) به ناداني ، خدا را دشنام خواهند داد .
لعنت کنندگان در قرآن :
لعن در قرآن از زبان چند گروه مطرح شده است كه در ابتدا به فهرست آنها اشاره ميكنيم :
خداوند ، ملائکه ، همه مردمان ، پنج تن آل عبا ، داوود و عيسی بن مريم ، ندا دهندهای در روز قيامت ، مرد در لعان ، امتهاي كافر در روز قيامت و در جهنم ، لعنتکنندگان (اللاعنون) ، نامشخص (مواردي كه صيغه لعن به صورت مجهول آمده است)
حال به ذكر تفصيلي موارد ميپردازيم :
خداوند :
1- بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ
سوره بقره آيه 88
خداوند آنان (يهوديان دشمن رسول خدا) را به سبب کفرشان لعنت کرده است
2- فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ
سوره بقره آيه89
پس لعنت خداوند بر کافران باد
3- إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ ...
سوره بقره آيه 159
کسانی که نشانههای روشن و رهنمودی را که فرستاديم بعد از آنکه برای مردم در کتاب توضيح دادهايم نهفته میدارند ، آنان را خدا لعنت کرده است... .
4- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ ...
سوره بقره آيه 161
کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد.
5- فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
سوره آل عمران آيه 61
پس هرکس پس از دانشی که تو را حاصل آمده ، در اين با تو محاجه کند بگو بياييد پسرانمان را و پسرانتان را و زنانمان را و زنانتان را و ما خويشان خود را و شما خويشان نزديک خود را فرا خوانيم ؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
6- وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ ...
سوره آل عمران آيات86 و 87
و خداوند قوم
16- ... أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
سوره هود آيه 18
هان لعنت خدا بر ستمگران باد .
17- وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ
سوره نور آيه 7
و (گواهی مرد در دفعه) پنجم (در لعان) اين است لعنت خدا بر او باد ، اگر از دروغگويان باشد.
18- وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ
سوره قصص آيه 42
در پي آنان در اين دنيا لعنت فرستاديم و روز قيامت آنان از زشتكارانند .
19- إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا
سوره أحزاب آيه57
بی گمان کسانی که خدا و پيامبر او را آزار میرسانند ، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت کرده و برآنان عذابی خفتآور آماده ساخته است .
20- إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا
سوره أحزاب آيه 64
بدرستيکه خداوند کافران را لعنت کرده و برای آنان آتش فروزانی آماده کرده است .
21- وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا * رَبَّنَا آَتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا
سوره أحزاب آيات 67 و 68
و ميگويند : پرودگارا ! ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم ؛ و ما را از راه به در كردند !
پرودگارا ! آنان را دو چندان عذاب ده و لع
مطلبی که روز چهارشنبه مورخ 1/8/1392 «با عنوان امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» در روزنامه «بهار» منتشر شد، همانگونه که سرکلیشه آن (یادداشت) تایید میکند، از نوع یادداشتهایی است که لزوما دیدگاه و موضع روزنامه را بیان نمیکند، هرچند انتشار آن از مسئولیت روزنامه نمیکاهد.
این یادداشت که در ساعات پایانی کار تحریریه به دست رسید و در شتاب کار با اهمال و عدم دقت کافی منتشر شد، به قصد و نیت تجلیل و تکریم عید غدیر صورت گرفت، درباره عظمت و مرتبت واقعهای که به قول همین نویسنده، علیاصغر غروی، «جزء اخیر علت تامه دین اسلام است» و درباره امامت امامی که «چون تمامی کلمات خالق را در خود محقق و صفات جمال او را در خود متجلی ساخته، به امامت امت، نایل شده است، [که] نه فقط در حیاتش و نه تنها برای پنج سال، که تا قیام قیامت و برای همه دورانها و برای همه انسانها و این همان زعامت کبراست.»
در این یادداشت نویسنده به موضوعاتی اشاره داشته است که شبهاتی را پیش میآورد که برای رفع آن باید این یادداشت با اعمال اصلاحات یا توضیحات مفصلتر و مشروحتری همراه میگشت تا شبهات آن برطرف یا روشن می گشت.
تمایزگذاری نویسنده میان وِلایت با وَلایت، میان رهبری با دوستی، میان زعامت با محبت، میان سیاست و ایمان، میان امامت و خلافت، میان نصب و انتخاب از جمله این شبهاتی است که نویسنده به خوبی نتوانسته آنها را توضیح دهد و بر آن فائق آید و مستند و نادلبخواهانه آنها را تبیین کند.
همچنین واژههای به کار رفته در این یادداشت بسیط و نادقیقاند، از جمله معنای خلافت، امامت، قدرت و... این نکات اگرچه تفسیر و دیدگاه نویسنده را بروندینی و برونشیعی نمیسازد، زیرا تفسیرها و برداشتهای اختلافی درونشیعی و در حوزه تفکر شیعی از چنین نگرشهایی آکنده و تباردار است، به دیدگاهی نزدیک میکند که میان سیاست و دیانت تمایز قائل میشود و از آن موضع اعتقادات شیعی را تفسیر میکند.
در این دیدگاه، امر تاریخی و ترتّب رخدادهای واقعی به گونهای خاص تلقی میشود که گویی امر تاریخی و سلسله حوادث پس از رحلت رسول اکرم (ص) از حقیقت تاریخی هم برخوردار بودهاند.
این شبهات و دیدگاه اگرچه شایسته است که در رسانهها مطرح و بحث و نظر جدی و محققانه را موجب شود، اما چون میتواند به این تصور بینجامد که نویسنده این «یادداشت» موضع روزنامه و هیات
قسم به پنج جلد حریم خدا مدینه و مکه و مشهد, نجف و کربلا / قسم به اشهدان لا اله الا الله قسم به رحمت للعالمین رسول الله/ به کوری چشمان آن که نتواند دید / بگو که اشهد ان #علی#ولی#الله