פــُـسیـטּ
این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم همانند توست مرا " دوست ندارد " احساس ندارد ! اما هر چه هست " دل شـکـســتـن " بلد نیست ...!!
פــُـسیـטּ
این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم همانند توست مرا " دوست ندارد " احساس ندارد ! اما هر چه هست " دل شـکـســتـن " بلد نیست ...!!
פــُـسیـטּ
از تمام ِ سیگارها .. از اشک ها .. و از شکایت ها که بگذریم .. باید اعتراف کنم ، مــادرم که میخندد ، خـوشبخــتم ...
פــُـسیـטּ
خارپشتی شدهام که تیغهایش دنیای امنی برایش ساخته اما حسرت نوازشی عاشقانه تا ابد بر دلش مانده است
פــُـسیـטּ
حکایت ما آدم ها ... حکایت کفشاییه که ... اگه جفت نباشند ... هر کدومشون ... هر چقدر شیک باشند ... هر چقدر هم نو باشند تا همیشه ... لنگه به لنگه اند ... کاش ... خدا وقتی ادم ها رو می آفرید ... جفت هر کس رو باهاش می افرید ... تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ... به اجبار خودشون رو جفت نشون نمی دادند
פــُـسیـטּ
صـــدای قـــلب نــیست صـــدای پــــای تــوست کـه شـب ها در ســینـه ام مــی دوی کـــافی اســـت کــمی خــسته شوی کـــافی اســـت کــمی بـایـستی ...
פــُـسیـטּ
گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان سردت می کنند، داغت می کنند رگ خوابت را بلدند، زمینت می زنند.
פــُـسیـטּ
غم دانه دانه می افتد روی گونه هایم آری شور است طعم نبودنت!
פــُـسیـטּ
در فنجان خالی میشوم شبیه عابران خسته مرا قورت میدهی ومن راه قلبت را پیش میگیرم در قهوه ای که به رگهایت جاری است!
פــُـسیـטּ
ایستاده ام....
تنها....
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا ....
انگشت هایم را می شمارم
یک.
دو..
سه...
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو ....
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربا نی ات را ثابت کنی
ولی....
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی...
ومن ....
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس....
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش...
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم....
مطمئن باش!..................
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل