دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

פــُـسیـטּ

دنیــــ ایِ مـــ ــن ، \" مجــــ ـازی \" اَش هــــ ـم غمگـــ ـین است ... درباره »
פــُـسیـטּ
مرد - مجرد
امتیاز: 5389

دنبال‌شدگان

(1060 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(596 کاربر)

گروه‌ها

(338 گروه)

بازدید

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل

من ندار بودم قصه ام پرید! دارا که باشی سارا با پای خودش به سراغت می آید...!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت:سردت نیست گفت:عادت دارم گفت:میگویم برایت لباسگرم بیاورندوفراموش کردصبح جنازه نگهبان راديدندكه روی دیوارنوشته بود:به سرما عادت داشتم اماوعده لباس گرمت مرا ویران کرد...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

میترسم انقد ریالمون سقوط کنه. اونایی که سه هزارمیلیارد اختلاص کردن رو بهشون بگن آفتابه دزد

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

از سر و صدای بازاریان نباید ترسید. شورش گرسنگان است که ترس دارد. بازاری گرسنه نیست، اهل حساب و کتاب است، ‍پشتوانه نظام است و نماد محافظه کاری و سنت در تاریخ ایران. بازاری اگر حسابهایش نشان دهد که تعطیلی و شلوغ کاری سود دارد، دکان را می بندد و شلوغ می کند ولی دست آخر معامله ای می کند و کرکره دکان را بالامی کشد. گرسنگان اما نه حساب و کتابی دارند و نه معامله میدانند، وقتی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند عُصیان می کنند (( از آن روز عُصیان باید ترسد. ))

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

داشتن ات.... مثــل نم نم باران ، جاده ی شمال ، مثل مستی ِ بعــد از اولین پیک هایِ شــراب مثل خواب بعـــدازظهر ... مثل بوسه هایِ تند تند و یواشکی... ... مثل آهنگ های قدیم کریس دی برگ ... مثل دیالوگ های فیلم شب یلدا ... مثل آن بغلی که عاشق اتاست ، جدا نمی شود ، تنهات نمی گذارد... و مثل برگشتن آدمی که سالها منتظرش بودی... آی می چسبــد.... آی می چسبد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

چــمـــدان هـــایــت را جمـــع کُــن. . . ایـــن نــــدارد. . .

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

بــــر بــــآد رفـــتــــه شـــرف دارد. .. . بـــــــه از یــــــــآد رفـــــــتـــــ ه. . .

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

هر چند ، نمی دانم خواب هایت را با که شریک می شوی اما هنـــوز ، شریک تمام بی خوابی های من تویی…

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در درد دل ..

شد 4800

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم گـــاهـے آرام . . . گـــاهـے بــارانـے . . . " چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو"

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

تنهایے اَمـ را کسے شریکــ نیست مطمئن بآش دستِ احتیآج به سمتـــِ تـُـ که هیچــ به سمتـــِ خود همـ درآز نخواهمــ کرد شآید کــِ تنهایے اَمـ از این همه تنهایے دِق کنــــد .....

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

از وقتـــــی کـــه نیستـــــی خـــدا مــی دانـــد چقــــــدر آبـــــــــ بـــــه صـــــورتــــم پــاشیـــدم لعنتـــــی ... ایــن کــابـــوس اینقــــدر واقعـــــی ستــــــــ ... کـــه از خوابـــــــ بیـــدار نمــی شــــوم ..

פــُـسیـטּ
oip-.jpg פــُـسیـטּ

وقتے میروے حواست باشـد "حتماً خدانگهــــــدار بگویی!" تا خدا حواسش را بیشتر بـہ من بدهد... آخر میدانے خـــ ــــدا بـہ هواے تو مرا رها کرده است ...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

چهـ اشتبـاهـ بــزرگیست تلـخ ڪردטּ زنـدگے خـود بــراے ڪسـی ڪ ِ در دورے مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپـرے مے ڪنـد...!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

هــی پـشـت ِ پـنـجــره می آیـم شـایـد ، نـشــانـی از تـــو بـجــویــَم هــی پـشت ِ پنجـــره می آیم شاید ، شـمـیـم ِ پـیـرهـنـت را کالسـکـه ی نـســیــم ، فـرو آرَد ... هــی چـشـم ِ خـود ، بـه جــادّه می دوزم زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟ آیـــا ، کبــوتــر ِ صـحـرایــی زانـســوی ِ ابــری ِ بــارانــی مـکـتــوب ِ یــار ؛ نـیـاورده ســت ؟

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

خـــیابان های دلتنـــگی ام دیــرزمانیستــــ بــــوی آمدنــت را نــمی دهد اینـــ روزها پــیش از آنــکه بـــه بن بستــی کــه انــتهای آن نرسیدن استـــ برسم در کـــوچه های ِ تردید گــُم شده ام! نـــقاش نــیستم ! امـــا تـــمام لحظـه های ِ بـــی تــو بودن را مـــیکشم . . .