פــُـسیـטּ
ایستاده ام....
تنها....
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا ....
انگشت هایم را می شمارم
یک.
دو..
سه...
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو ....
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربا نی ات را ثابت کنی
ولی....
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی...
ومن ....
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس....
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش...
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم....
مطمئن باش!..................
פــُـسیـטּ
میدانم تا پلك به هم بزنم میآیی ؛
ا انار و آینه دردستهایت !! ...
.
.
.
به قول ِ فروغ :
" من خواب دیدهام " ...
פــُـسیـטּ
آدم های خوب همان آدم های بدی هستند که هنوز لو نرفته اند...
פــُـسیـטּ
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و باز تو گفتی فردا
بد نیست هوای دل من بارانی است
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
פــُـسیـטּ
هرگاه از شدت تنهاییــــــــــ به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته در می آورم ، میبوسمشــــــ صیقلی عاشقانه، اندکی نمک به رویش ، نوازشش کرده ، دوباره بر سرجایش میگذارم...... از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید " خیالش تخت ، من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفـــــــــــا دارم "
פــُـسیـטּ
دســـت دل که رو شود آغـــــــاز باران را جـــــشن میگیریـم کاش دل ابر آنقدر پر باشد که جشنمان زیبا شود کاش تمام دلــــها تمام ستاره هــــــا دعوتمان را قبول کنند کاش برای پایان مراسم ریزش باران دل حرف هایش را پشت تریبون حیا با صدای خـــدا فریاد کند امشب چه شبیست چه جشنی شود با این همه ابر؛؛ آوردن چتر اخطار است ...
פــُـسیـטּ
انـــــــــگار چــــــــــــــــروک هـای ِ پیــــــــــشانــــــــــ یـم تـــــــــرک هـای ِ آســــــــــفالت ِ خیــــــابــــــــان را بــــــــرایــــــت تــــــــــداعـی می کـــــــند! راحـــــــــــــــــت روی ِ اعـــــــصــــــــابـم راه بــــــــــرو ... راحـــــــــــــــت ِ راحــــــــــــــــت !
פــُـسیـטּ
احساس ِ مــا را ، چه کسی مشوش نمــوده است ؟ از درگاه کدامین پنجره پرتاب شده ایم ؟ راز ِ سر درگمی ، در کجای ذهن مان جاریست ؟ تـــــاریخ ما ســــرشکستگی نبـــــود ویرانگی ، نقصان نبود !! ؟؟ نـــا کجای ذهن مان ، بـــــر بـــــاد ســــپرده ایم یـــــا تــــیــره دســــتان اهـــــــرمــــن . . . ؟ !
פــُـسیـטּ
بهترین بخش زندگی ادمی،عشق هایی بی نام ونشانی ست که ورزیده است.
פــُـسیـטּ
-چقدر سخته خواب کسی رو ببینی که مطمئنی رویای یکی دیگه رو داره میبینه . . - چقدر سخته دستای کسی رو بگیری که میدونی آروم و قرار نداره تا دستای کَس دیگه ای رو بگیره . . - چقدر سخته ی روزی دوستت داشته باشه و تو دوستش نداشته باشی ، حالا امروز تو عاشقش باشی و اون دوستت نداشته باشه . . - چقدر سخته خیلی ها دوستت داشته باشن اما کسی که تو دوستش داری دوستت نداشته باشه و نتونی کَس دیگه ای رو جایگزینش کنی . . - چقدر سخته تو نگاتو ازش بگیری که دوست داشتنت رو نفهمه و اون نگاشو ازت بگیره تا دوست نداشتنشو نفهمی !
פــُـسیـטּ
اي كاش ياد ميگرفتیم اگر در رابطه اي "حرمت" زیر سوال رفت برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنیم و به طور احمقانه اي منتظر معجزه نمانیم . . !
פــُـسیـטּ
اش سرزمینم به جای گربه شبیه سگ بود ! شاید مردمانش به جای این همه بی چشم و رویی ، کمی با وفا بودند .
פــُـسیـטּ
دنیای دست ها از هر دنیایی بی وفاتر است امروز دست هایت را میگیرند . . قصه عادت که شدی ، همان دست ها را برایت تکان میدهند !
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایل