کاری که #معلما بهش میگن #تقلبولی ما بهش میگیم کاره گروهی)))) که واقعا داره به نحو #احسنت انجامش میده.........هر چند به پای ما نمیرسن ولی واسه شروعشون خوبه هنوز آماتورن
یه شب خواب دیدم..کنار خیابون منتظر تاکسی بودم..هیچ چیز تو خیابون پیدا نبود....تا اینکه از دور یه ماشین بنز برام چراغ زد....خوب که نگاه کردم دیدم مازیار زارع اس....وایستاد زیر پام خواستم سوار شم ....خندید و گازشو گرفت رفت.....منم بغض گلومو گرفت ....داد زدم من پرسپولیسیم مازیار مازیار ....در اخر هم.....با چه مرگته بابا از خواب پریدم.....
خواب دیدم که همه ی بچه های #دُنی یه جا جمع شدیم! بعد یکی از دخترا که من نمیشناسمش اومد یه موبایل داد دستم گفت #فُلانی { اسمشو نمیبرم } پشتِ خطِ کارت داره.تعجب کردم.یه آدرس داد گفت بیا با همین خانم کارت دارم.خلاصه فهمیدم این خانمِ #زنش بوده قبلا اما به #هیچ-کی#نگفته توی دنبالر!! گفت بینِ خودمون بمونه.گفتم حاالا چیکارم داشتی؟ گفت : میخواستم یه جشن بگیریم برایِ #.... - اسمِ یکی از دخترا رو آورد - که برگرده دُنی ! گفتم باشه قبول. بعد برگشتیم پیشِ بچه ها و ....
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 3 ساعت و 10 دقيقه قبل