فرشته _ رند خرابات
به هر کاری که فرجامش نگون ساریست خو کردم به خود ظلم و به نامحرم نگاه اندر نگاه کردم دلیل اشک هایم را خداوندا تو میدانی برای عمر زیبایی ست که بیهوده فنا کردم چه شب هایی که از مستی هزاران توبه بشکستم دوباره در سحرگاهان دعای ربنا کردم چنان غم در دلم دارم که تنها چاره ام مستی ست برای مصلحت گفتم !خدایا من گنه کارم در این دیر خراب آباد چنان وابسته شد جانم بنای سبز پوشالی به دوزخ من بنا کردم
هیــــــــــوا
توسط موبایل
ناخن درد بچه ی مام امشب شده داستان!
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل