آخر شب بود که خسته کوفته و خواب الود رفتم بخوابم، قبل خواب یه اس به دوستم دادم گفتم: شبت بخیر عزیزم،خوابای نیلوفری ببینی، بووووووووووووس جواب اومد: به به شب تو هم بخیر عشقم، بابا جان کاشکی همیشه ما رو با دوستت اشتباه بگیری !!! بعدش صدای خنده پدر مادرم خونرو برداشت
داشتم تو خیابون با ماشین چرخ میزدم، صدای ضبط انقدر زیاد بود که مغزم میلرزید. کُلی هم داشتم حال می کردم با صداش!....وقتی بیدار شدم دیدم موبایلم روی بالشه و داره زنگ میخوره
دیشب خواب دیدم رفتم دریا بعد دریاش خیلی ناز بود دقیقا ابش همین رنگی بود ک تو عکسه همه چیزش مث این بود فقط درخت نبود.من هی رو ساحلش مینوشتم دنبالر میخواستم عکس بگیرم همون موقع اب میومد پاکش میکرد هرچی میرفتم عقب باز موج میزد پاکش میکردبعد رفتم تو ی خونه ک همون جا بود مث ی کلبه قدیمی بود ناهار خوردم دم غروب اومدم بیرون خیلی منطره نازی بودمن دریا میخوام
دیشب خواب دیدم تو مسابقه اس ام اس #برنامه-نود شماره من در اومدُ من برنده شدم بعد کِ از خواب پاشدم تا چن مین فک میکردم کِ واقعا برنده شدم ولی بعد یادم اومد کِ همش خواب بود
ديشب خواب ديدم دارم از يه اسب عكس ميگيرم.بعد يكي بهم گفت اسب كي هست.گفتم #اسبِ-ايمان.حالا من نميدونم كجا بودم كه از اسب ايمان عكس ميگرفتم .و چرا خود ايمان نبودش تازه كلي عكس گفتم @Iman kamran
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل