icha
مپرسید ای سبکباران مپرسید که این دیوانه از خود به جز کیست ، چه گویم ؟ از که گویم ؟ که این دیوانه را از خود خبر نیست .
icha
خداوندا اگر روزی بشر گردی ، ز حال من با خبر گردی ، و با چشمان خود نامردمی ها را بینی ، باز پشیمان می شوی از قصه ی خلقت ، از این بودن ، از این بدعت ، زمین و آسمان را کفر می گویی ، نمی گویی ؟
icha
اگر یاد بگیریم به مشکلات خود بخندیم ، پس همیشه چیزی دارید که به آن بخندید .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگی است .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
icha
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است .
icha
خدا را دوست دارم چون هرچه دارم از او دارم ، اگر عاشقم از اوست ، اگر صادقم صداقتم از اوست ، اگر شادم شادیم از اوست ، اگر زندگی می کنم زندگیم از اوست .
icha
بعد از رفتن تو ، آسمان چه معصومانه می بارد ، ستاره ها روشنایی را از دست دادند ، ابرها در هم تپیده شدند و خورشید دیگر طلوع نکرد .
icha
بگو یارم کجاست تا خاک پایش را سرمه ی چشمانم کنم .
icha
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی ، یا رب ای کاش نیفتد کار کسی به کسی .
icha
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت ، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی .