icha
ای کاش عشق نبود ، اگر هم بود یکی پیدا می شد که باورش کنه ، نه اینکه به عشق شک کنه .
icha
کاش لحظه های با دوست بودن مثل خط سفید جاده بود ، تکه تکه می شد ولی قطع نمی شد .
icha
می روم کز خویشتن بیرون شوم ، در پی لیلا رخی مجنون شوم .
icha
در دنیا تن مرد و نامرد هر دو یکیست ، روزگار باید گذشت تا بدانی مرد کیست !
icha
عاشقی روز قرمز تولدش شمع فوت می کند ، طفلی شمع فقط سکوت می کند .
icha
وقتی که برگی روی زمین میفته ، حس می کنم گریه ی بی صداشو ، حس می کنم چی می گذره تو قلبش ، وقتی میبینه مرگ لحظه هاشو ، آخه منم یه برگ خشک و زردم .
icha
عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی ، نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیست .
icha
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ، حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد .
icha
چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود ، حس می کنم نبودی و بودنت یه قصه بود .
icha
یه عصا هزار بار میخوره زمین تا صاحبش زمین نخوره ، عصاتم رفیق .
icha
زدی تیر به قلبم رد نکردی ، جدایی را تو کردی من نکردم .
icha
اگر لیلی به مجنون داده می شد ، دگر هیچ عاشقی رسوا نمی شد .
icha
می نویسم من که عمری با خیالت زیستم ، گاهی از من یاد کن اکنون که دیگر نیستم .
icha
تو در آنجا من اینجا بی قرارم ، دل صبری تو داری من ندارم .
icha
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه ی دیدار با همه ی زیبایی ، گاه پر از دلتنگی است .