icha
حالا که قرار نیست دیگر حوا ی من باشی . . . به چه امیدی آدم شوم
icha
اگه عاشقی همش کار دله! پس چرا من همه اش فکرم ذهنم هوشم حواسم پیش توست؟
icha
باید آهسته نوشت با دلی خسته نوشت گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت تا بدانند همه که اگر دوست نباشد ، دل نیست !!!!!!!!
icha
ممکنه ما گلی رو دیر یاد کنیم ، اما محاله عطر خوشش رو از فضای دلمون پاک کنیم . . .
icha
بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه . .
icha
توی معبد چشات هرکی در زد ، باز نکن ! چون اونجا فقط زیارتگاه منه !
icha
خیلی ها فکرمیکنن میخواهیم دستشون بندازیم ولی نمیدونن میخواهیم هم دردشون بشیم
icha
كارشناسان تغذیه میگویند نوشیدن چای میتواند از چاقی ناشی از هله هوله و فست فود خوری جلوگیری كند. به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، این متخصصان هم چنین دریافتهاند كه مصرف منظم چای، تغییرات مخرب و مضر در خون را كه ناشی از مصرف مواد غذایی چرب هستند، سركوب كرده و مانع از این تغییرات میشود. به گزارش روزنامه دیلی میل، این تغییرات اغلب منجر به بروز دیابت نوع دوم میشود. این آزمایشات كه تاكنون روی موشهای آزمایشگاهی صورت گرفته نتایج امیدواركنندهای داشته كه برای انسان هم میتواند مفید باشد. این متخصصان موشها را به دو گروه تقسیم كرده و به یك گروه غذای پرچرب و به گروه دیگر رژیم غذایی معمولی دادند. موشها 14 هفته تحت بررسی قرار داشتند. در این مدت آب، چای سبز و چای سیاه هم به موشها داده شد. بنابراین گزارش، كارشناسان علوم تغذیهای در انگلیس متوجه شدند كه هر دو نوع چای سبز و سیاه میتوانند مانع از افزایش وزن ناشی از خوردن غذای چرب شوند. این كارشناسان تاكید كردند چای سیاه معمولی كه اغلب افراد روزانه مصرف میكنند هم میتواند برای مقابله با عوارض نامطلوب مصرف چربی روی خون مفید باشد.
icha
مردی مقابل گل فروشی ايستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟ دختر گفت: می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست! مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد. شکسپير می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن!
icha
سه نفر با هم به ساعتفروشی میرن و یک ساعت 30000 تومنی میخرن. به این ترتیب نفری 10 هزار تومن دادن. صاحب مغازه به شاگردش میگه قیت ساعت 30 هزار تومن نبوده بلکه 25 هزار تومن بوده! و 5 هزار تومن به شاگردش میده که ببره به مشتری ها پس بده. شاگرد مغازه از این 5 هزار تومن 2 هزار تومنش رو واسه خودش ور میداره و 3 هزار تومن دیگه رو میده به اون سه نفر، به عبارتی به هر کس 1000 تومن. با برگشت این 1000 تومن اونها نفری 9000 تومن پول دادن بابت خرید ساعت. حالا سوال اینجاست: 9 * 3 = 27 با 2 تومن شاگرد مغازه میشه 29 تومن! پس اون 1000 تومن باقیمونده چی شده؟ طراح سوال : پروفسور حسابی