icha
بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهاییست .
icha
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن .
icha
من در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند .
icha
عشق گناه نیست اما من در میان مردمانی زندگی می کنم که عشق را گناه و عاشق را گناهکار می دانند ، عشق را جرم و عاشق را مجرم می دانند ، عزیزم عاشق نشو چون مجازات تو اعدام است .
icha
حلالم کن اگر دوری اگر دورم ، اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم ، نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم ، که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم .
icha
بینند همه هلال و من ابرویت ، گیرند همه روزه و من گیسویت ، در دایره ی دوازده ماه تمام ، یک ماه مبارک است آن هم رویت .
icha
من و تو ایم دو پژمرده گل میان کتاب ، من و تو ایم دو دلبسته از قدیم به هم ، شبیه یکدیگریم و چقدر دلگیر است ، شبیه بودن گلهای بی شمیم به هم ، من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم ، من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم ، بیا شویم چو خاکستری رها در باد ، من و تو را برساند مگر نسیم به هم !
icha
من ساده رو بگو دل به کسی باخته بودم ، روی دریا خونه ای مقوایی ساخته بودم .
icha
به یاد آرزوهایم سکوتی می کنم بالاتر از فریاد .
icha
لحظه ی پاک نیایش دارم از خدا یه خواهش ، بر سر دل های سوخته بکشه دست نوازش .
icha
شب ها که بغض می کنی دنیا سکوت می کنه ، زمان به صفر می رسه زمین سقوط می کنه .