icha
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی بینی عکس یار ، عشق یعنی دیده بر در دوختن ، عشق یعنی در فراقش سوختن .
icha
یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم .
icha
گر سربلندی خواهی با همه یک رنگ باش ، قالی از صد رنگ بودنش به زیر پا افتاده است .
icha
گر با غم عشق سازگار آید دل ، با مرکب آرزو سوار آید دل ، گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ، گر عشق نباشد به چه کار آید دل .
icha
عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ، تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی .
icha
ماندن پای کسی که عاشقانه دوستش داری قشنگترین اسارت است .
icha
نمی دانم تا کدام طلوع زنده ام و تا کدام غروب مرده ، ولی تا هستم بیادتم .
icha
در آن شهری که مردانش عصا از گور می دزدند ، من از ناباوری آنجا محبت آرزو کردم .
icha
عشق گفت به درد بی کسی ، من همدمم تو هستی چه کسی ؟ بی کسی گفت منم یار همیشگی ، تو یک روز می شوی ساز دل شکستگی ، تو هستی مایه ی دلواپسی ، منم همیشه هم نفسی ، عشق گر نباشد از روی هوس ، بی کسی کیست که می کند قد علم ؟ عشق من عشقیست مردانگی ، به بی کسی می فهماند جاودانگی .
icha
اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا ، قبول کن که بریزم به پای چشمانت ، بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد ؟ ، اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت ، خدا کند که بدانی چقدر محتاج است ، نگاه خسته ی من به دعای چشمانت .
icha
بگذار هر روز ، رویایی باشد در دست نه در دور دست ، بگذار هر روز ، عشقی باشد در دل نه در سر ، بگذار هر روز ، دلیلی باشد برای زندگی نه روزی برای مرگ .