icha
موقعی که داری واسه به دست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه به دست آوردن تو میدوه .
icha
کوچیک که بودیم تنها کفشامون رو اشتباه می پوشیدیم ، اما حالا چی ؟ حالا که بزرگ شدیم تنها کار درستمون پوشیدن کفشامونه !
icha
از ساعت متنفرم ، از این اختراع عجیب بشر که جای خالی حضور تو را به رخ دلتنگی هایم میکشد .
icha
در سحرگاهی که میگردد افق رنگ شراب ، یا که میلغزد به نرمی عکس نیلوفر در آب ، نازنینا آن زمان نقش تو می یاید به یاد .
icha
دوسش داری ؟ بهش بگو ، منتظرشی ؟ بهش بگو ، شبا به خاطرش نمی خوابی ؟ بهش بگو ، اما هیچ وقت بهش دروغ نگو .
icha
هروقت می بینمت اروم آرومم ، وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه ، وقتی صداتو نمیشنوم دلم تنگ تنگ تنگ ، ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه .
icha
اشک هایم را برای چشمانم می نویسم ، چشمم می خواندش و دلم گوش می دهد و قدری آرام می گیرم ، پس هنوز هم چاره ای هست که دوری ات را تحمل کنم ، تا اشکی هم نباشد خدا بزرگ است .
icha
ابرهای بارانی چشمانم از بس باریدند ، همچون چاه چشمان عروسک هاییم خشکیدند . پایان جدایی کجاست .
icha
بین آنچه از عشق روی چوب درخت کاغذها می سراییم و آنچه عمل می کنیم خیلی فاصله هست ، پس بیایید عشق را روی چوب درخت عمل بسراییم تا هیچ فاصله ای نباشد .