دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

icha

من ، منم اما هیچی نیستم جز یک بنده خدا فقط میدونم باید زندگی کرد درباره »
icha
مرد - مجرد
امتیاز: 7424.95

دنبال‌شدگان

(555 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(616 کاربر)

گروه‌ها

(127 گروه)

بازدید

icha
icha

شب همه خوش بای

icha
icha

خدایش حال میکنی آنا @آناهیتا این همه دوست داری برو حالشوببر من حسسسسسسسسسسسسودی میکنم حمییییییییییییییییییییید حسسسسسسسسسودی میکنه

icha
icha

@آناهیتا به به به به تولد تولد تولد تولد تولد تولد تولد تولد مبارک مبارک مبارک آنا دختر ناز برات بهترین آرزوها دارم امیدوارم خوش شاد موفق باشی توی زندگی تولدت مبارک آنا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
icha
icha

به چشم خسته ی من آسمون سنگ شده ، لعنت به این جدایی دلم برات تنگ شده .

icha
icha

هر شب نام تو را زیر لبم زمزمه کردم ، که لبم سوخت ولی نام تو را توبه نکردم .

icha
icha

زندگی یک بازی درد آور است ، زندگی یک بازی بی آخر است ، زندگی کردیم و اما باختیم ، کاخ خود را روی دریا ساختیم ، لمس باید کرد این اندوه را ، بر کمر باید کشید این کوه را ، زندگی را با همین غمها خوش است ، با همین بیش و همین کمها خوش است ، باختیم و هیچ شاکی نیستیم ، بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم .

icha
icha

من تو رو نه با قلبم و نه با عقلم دوست دارم ، چون که قلب ممکنه از تپش بیفته ، عقل هم میتونه فراموشکار بشه ، تو رو فقط با روحم پرستش می کنم چون نه فراموشی داره و نه ایستادن .

icha
icha

ای دوست به جز تو دلبری نیست مرا ، می سوزم و از تو خبری نیست مرا ، خواهم که جانب تو پرواز کنم ، اما چه کنم بال و پری نیست مرا .

icha
icha

آسمان همچون دل من روشن از جلوه های مهتاب است ، امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوش تر از خواب است .

icha
icha

چون دستم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند ، اما افسوس کسی فکر نکرد ، شاید من گلی کاشته باشم .

icha
icha

خاطره ی شادمانی های دیروز ، بزرگترین غمی است که امروز داریم .

icha
icha

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان ؟

icha
icha

ای که با سنگدلان باده گلرنگ زنی ، جرم ما چیست که بر شیشه ی ما سنگ زنی ؟

icha
icha

نمی دانم که دانست او دلیل گریه هایم را ؟ نمی دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را ؟ و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش هستم ، وجود ساده اش بوده که من اینگونه دل بستم .

icha
icha

ترنم باران را می شنوم و به یاد تو در زیر باران غزل عش را می سرایم ، اینک من در بهاری پر از خون نشسته و سرود شقایق را زمزمه می کنم .