icha
در گریز ناگزیر لحظه ها ، طاقتم از دوریت فرسوده شد / قلب من در این کبود تلخ و سرد از فراقت بارها پژمرده شد .
icha
از دوریت چه دارم ، غیر از دلی شکسته / ذهنی همیشه ابری ، فکری همیشه خسته .
icha
نازنینا گر طبیبی بنده بیمار توام / با دلی پر آرزو مشتاق دیدار توام / گر بگویی جای پایت روی چشمان من است / چشمها سهل است ، من با جان خریدار توام .
icha
هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد / هرچه پرستو شدم و پر زدم / همنفسی مثل تو پیدا نشد .