بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند / قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند / تارموی توست اما ریشه ی عمر من است . . . .
بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه آغازی برای ما شدن / لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان / بوسه یعنی عشق من با من بمان
خــدایــا ... بگذار هر کجا تنفر هست، بـذر عشق بکارم هر کجا آزادگی هست، ببخشایم و هر کجا غم است، شادی نثار کنم الهی توفیقم ده، که بیش از طلب همدلی، همدلی نثار کنم بیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم