icha
ای خوب ، تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ، آرزویم همه سرسبزی توست ، دائم از خنده لبانت لبریز ، دامنت پر گل باد .
icha
ای غزل ترین ترانه ، اگر تو نباشی من هم برای همیشه مانند ستاره ای کوچک ناگهان از نظرها محو خواهم شد ، پس بمان تا بمانم .
icha
قلبم آسمون میشه به شوق خوابیدن ستاره ی وجودت ، کاش از میون همه ی ستاره ها سهیل نشی .
icha
تو را دوست دارم مثل عبادتم ، تو را دوست دارم مثل سعادتم ، تو را دوست دارم تا آخرین نفس .
icha
قلب انسان گذرگاه هر بی سر و پایی نیست که در هر زمان به راحتی در آن جولان دهد .
icha
نمی دانم چرا رفتی ؟ نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم ، و تو ، بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ، نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد و بعد از رفتنت دریاچه بغض کرد و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد .
icha
نرو دستم به دامانت ، نگو دیگر نمی آیی ، که میمیرم غریبانه ، امان از درد تنهایی .
icha
خیلی خونسردی ، دیوونم کردی ، آتیش گذاشتم من پشت دستم ، عاشق نمیشم تا زنده هستم ، کتاب عشقو ناخونده بستم ، آخر مگه من بازیچه هستم .
icha
میدونی چرا وقتی تو چشمای کسی نگاه می کنی ، بیشتر دوسش داری ؟ چون خودت رو تو چشماش می بینی .
icha
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، و تماشای تو زیباست اگر بگذارند ، به من عاشق مسکین به حقارت ننگر ، دل وسعت دریاست اگر بگذارند ، من ز اظهار نظرهای دلم فهمیدم ، عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند .
icha
تو را به آوای چشمانت سوگند نگاهم را به باور چشمانت درآویز که دریایی اسیر در سیاهی چشمانت گشته ام .
icha
آرام نگاهت کردم و با لبخندی پاسخش را گفتی و در امتداد چشمانت برقی زد که در خاکستر نگاهت به باور نشاند .
icha
عشق اینجا آتش است و عشق و دود ، عشق کامد می گریزد عقل زود ، عشق در سودای عشق استاد نیست ، عشق کار عقل مادرزاد نیست .