icha
گل بودم در ایام جوانی ، جوان بودم نکردم زندگانی .
icha
آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید ؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو بدادش نرسید .
icha
اگه قصر شاهی تو واسه من جایی نداره ، کلبه ی خاکی قلبم قابل تو رو نداره .
icha
دیروز می مردند و فراموش می شدند آرام آرام ، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم !
icha
زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزومندم .
icha
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز ، کان سوخته را جان شد و آواز نیامد ، این مدعیان در طلبش بی خبرانند ، کان را که خبر شد خبری باز نیامد .
icha
من گرفتار سکوتی هستم که گویا از هر فریادی بلندتر است !
icha
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم ، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم ، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم و باز تنهاییم !