icha
مثل پرستوی سراسیمه ی عشق / پشت دیوار دلم از همه محبوب تری .
icha
زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربانی را به فردا انداخت .
icha
کیست کز گردش چشم تو به جایی نرسید ؟ / ای شوخ ، مرا هم به نگاهی دریاب .
icha
گویند که مردمان غم دیوانه می خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد .
icha
تا تو نگاه می کنی ، کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو ، این چه نگاه کردن است ؟
icha
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد / تو سر تا پا وفا بودی ، تو را من بی وفا کردم .
icha
بهر قتل من مسکین ، ز چه تیغ آخته ای ؟ / که به یک چشم زدن ، کار مرا ساخته ای .
icha
در سایه ی مهربانی تو برپا شده این جوانی من / باشد به فدای یک نگاهت عمر من و زندگانی من .
icha
تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی .
icha
ز مهر دوستان در سینه ام داغیست / اگرچه فاصله بسیار ، محبت همچنان باقیست .
icha
دلم می سوزد از باغی که می خشکد ز بی آبی ، نه دیداری ، نه دلداری ، نه دستی بر سر یاری ، مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری .
icha
عشق زیباترین آهنگ هستی است که بی آن زندگی معنایی ندارد .
icha
من روزگار را با غم یار طی کنم ، تا در دل این غم است ، غم روزگار چیست ؟
icha
کسانی که همیشه در سایه زندگی می کنند ، برای دیگران سایه ای ندارند .
icha
پروانه نمی میرد چون گل به بغل دارد / این سینه نمی میرد چون یاد تو را دارد .