icha
کویر قلبم خشک شده ، محبتت را ارزانی دلم کن ، سیراب نمی شود اما شاید لبی تر کند .
icha
زمانی کوه بودم ! حالا دیگر آدم شده ام ، می رسیم به هم ؟
icha
پی نجوای رفتن نباش ، در غیبت لبخند تو گم می شوم !
icha
کاش میشد تو روزگارت ، تو بهار موندگارت میون این همه یارت ، من بشم دار و ندارت .
icha
پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند آری اگر بسیار اگر کم فرق دارند شادم تصور میکنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند .
icha
به سراغ من اگر می آیی ، دگر آسوده بیا ، چند وقتی ست که فولاد شده چینی نازک تنهایی من .
icha
غم دانه دانه می افتد روی گونه هایم ، آری شور است طعم نبودنت !
icha
دوستت دارم ، این تعارف نیست ، زندگی من است !
icha
طرحی ز موج بر دل مردابیم بکش ، امشب دلم هوای دریا کرده است !
icha
از شهرداری ، واحد سد معبر مزاحمتون میشم ، ببخشید مهربونیتون سد راه دلمون شده !
icha
نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست ، گلها همه به نام تو مشهورند ، آیینه های از انعکاس نام تو می خندند و من تنها برای تو می گویم ، زندگی کن تا زنده بمانم .
icha
دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تو را ؟
icha
من همانم که اگر دوست مرا یاد کند به صفای قدمش دیده ی خود را فرش کنم .
icha
با هر بهانه و هوسی عاشقت شده است فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود گیرم که برکه ای ، نفسی عاشقت شده است .
icha
دیگر در این قمار نباید زیان دهم بگذار در جدا شدن از یار جان دهم همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش چون بوته زار دست برایش تکان دهم .