icha
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست ، امتحان ریشه هاست ، ریشه من هرگز اسیر باد نیست ، زندگی چون پیچکیست ، انتهایش میرسد پیش خدا .
icha
دوست ها تیکه های پازل اند ، اگه یکیش کم بشه هیچی جاشو نمیگیره و اون پازل هیچوقت کامل نمیشه ، تو یکی از همون تیکه هایی که من هیچوقت گمت نمیکنم .
icha
عشق رازی است مقدس برای آنان که عاشقند ، عشق برای همیشه بیکلام میماند ، اما برای کسانی که عشق نمی ورزند ، عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست .
icha
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ، آرزویم این است نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد ، و تورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ، عاشق آنکه تورا میخواهد .
icha
عشق کلید شهر قلب است ، به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود .
icha
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ، من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد .
icha
ای که دور از منو و در یاد منی ، باخبر باش که دنیای منی ، شادی ات شادی من غصه ات غصه من ، قلب تو قبله ی من قلب من خانه ی توست .
icha
به یاد داشته باش هروقت دفتر محبتت را ورق زدی و هرگاه زیر پایش خش خش برگها را احساس کردی و هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب بگو : یادت بخیر خواهرم .
icha
وقتی کسی به دلت نشست نشتن مقدسه ، حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بسه .
icha
عشق نگهداری میخواد ، شبها بیداری میخواد ، وقتی تنگه دل یار ، از تو دلداری میخواد .
icha
دست عشق از دامن دل دور باد ، میتوان آیا به دل دستور داد ،میتوان آیا به دریا حکم کرد ، که دلت را یادی از صاحل مباد ، موج را آیا توان فرمود ایست ، باد را فرمود باید ایستاد ، آنکه دستور زبان عشق را ، بی گزاره در نهاد ما نهاد ، خوب میدانست تیغ تیز را ، در کف مستی نمی بایست داد .
icha
حاشا نکن ، عشق تو از چشم تو پیداست ، چشمان تو لبریز از عشق و تمناست ، این لحظه ها شاید اگر با ما نیاید ، عمر من دیوان تا فردا نباید .
icha
تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به تنهایی روز رفتنت ، تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر .
icha
بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی ، تورا به یاد خواهم آورد ، تورا به یاد خواهم داشت ، تورا هرشب در رویاهایم تکرار خواهم کرد ، و هر روز صبح که برمیخیزیم گوشه لبم لبخند است ، بین من و تو رازهای نگفته ایست ، که هرگز به کلام نخواهم آلود .
icha
عشق مثل یک ساعت شنی میماند ، از یک طرف هرلحظه قلب را پر تر میکند و از آن طرف مغز را خالی و خالی تر .