icha
گفته بودی که چرا محو تماشای منی ، آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی ، مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود ، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی .
icha
گل اگر خار نداشت ، دل اگر بی غم بود ، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود ، زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود .
icha
امروز را برای بیان احساس به عزیزانت غنیمت شمار ، شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد .
icha
دراین دنیا که مردی حرام است ، برو نامرد باش که نامردی مرام است .
icha
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست ، این شقایق با نگاهی سرد غمگین میشود .
icha
نگاهم یاد باران کرد امشب ، مرا سر در گریبان کرد امشب ، غم و فریاد من از این و آن نیست ، دلم یاد عزیزان کرد امشب .
icha
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ، صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح . (حافظ شیرازی)
icha
دوست داشتن را باید از برگ درختان یاد گرفت ، چون وقتی زرد میشند ، وقتی میمیرند ، وقتی از درخت جدا میشند ، پای همون درخت می افتند .
icha
یه جمله کافیه تا قلبت بشکنه ، یه کلمه تا غم عالم به دلت بشینه ، و یه دوست کافیه تا همه غمهای عالم را از یادت ببره .
icha
گاه می اندیشم میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری ، دستهای تو توانایی آن را دارد که به من زندگی بخشد ، میتوانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را میبخشی ، چشم های تو به من میبخشد عشق و شور و مستی ، و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی .
icha
آنکه چشمان تورا اینهمه زیبا میکرد ، کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد ، یا نمیداد به تو اینهمه زیبایی را ، یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد .
icha
به کجا کشیده کارم که فقط غم تو دارم ، ندهد دگر می آرام که به عشق تو خمارم .
icha
دیوانه با چوب کبریت میخواست دریا را آتش بزند ، چوب کبریت سوخت ، دریا خندید ، دیوانه رفت ، فردا با لیوانی پر از آب رو به سوی خورشید .