icha
در دنیا تن مرد و نامرد هر دو یکیست ، روزگار باید گذشت تا بدانی مرد کیست !
icha
وقتی که برگی روی زمین میفته ، حس می کنم گریه ی بی صداشو ، حس می کنم چی می گذره تو قلبش ، وقتی میبینه مرگ لحظه هاشو ، آخه منم یه برگ خشک و زردم .
icha
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ، حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد .
icha
یه عصا هزار بار میخوره زمین تا صاحبش زمین نخوره ، عصاتم رفیق .
icha
اگر لیلی به مجنون داده می شد ، دگر هیچ عاشقی رسوا نمی شد .
icha
تو در آنجا من اینجا بی قرارم ، دل صبری تو داری من ندارم .
icha
تو دل منو شکستی اما من دل تو رو نمی شکنم ، چون یه دل شکسته بهتر از دو دل شکسته است .
icha
هر لحظه ی دوریت برام یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من ، چرا که به اندازه ی تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دورم .
icha
آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد ، نخست می باید ایستادن ، راه رفتن ، دویدن و بالارفتن آموزد ، پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند
icha
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما می دهد ، هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید