ileya
فضیلت شرط سعادت است شرارت یا گناه نتیجه حساب غلط است. زرتشت
ileya
افسوس ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم
ان زمان که دوستمان ندارند لجبازی می کنیم و بعد برای ان چیزی که از دست رفته
اه می کشیم
ileya
در این روز غم انگیز جدایی ...به یاد آرم زمان آشنایی ...به خاطر آورم در جنگل دور ...کنار برکه ای خاموش و بی نور ...نشستی با دلم افسانه گفتی ...به خود شمع مرا پروانه گفتی ...چو میرفتم به دامانم فتادی ...چو اشکی در گریبانم فتادی ...شدم دیوانه و دیگر گذشتم ...ز دنیا ای دریغ از سر گذشتم ...اجل اکنون که میگیرد سراغم ...چو لاله از غم عشق دو داغم ...چو میمیرم به لب نام تو دارم ...پس از مرگم چو آیی بر مزارم ...ز خاکم ناله برخیزد به افلاک ... که از یادم نرفتی تا دل خاک
ileya
دیدی که آخر آمد روز جدایی سفر بخیر عزیزم خدا نگه دار آه ای مسافر من وقتی که خسته به شهر خون رسیدی مرا به یاد آر هر جا که رفتی با هر که بودی من این جا با یاد تو شادم از خود گریزان در زیر باران پرنده یی اسیر بادم
ileya
مهربان باش، اما نه مظلوم که چنگالها تیـــز شوند، برای خراشیدن روحت و دریدن وجودت! باید آوای زوزه را یاد بگیـری وقتی، سکوتت را به بره گی تعبیر میکنند!
ileya
منطق ایرانی دو حالت داره: یا حق با منه ، یا تو نمی فهمی که حق با منه!
ileya
دختره داشت به دوست پسرش آدرس خونشون رو میداد:
میای از در ورودی آپارتمان , داخل میشی میری سمت آسانسور ...
دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج میزنی ....
وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون سمت چپ خونه منه ....
با آرنج در میزنی و منم در رو باز میکنم ....
پسره میگه : به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم ؟؟؟
دختره میگه : چی ؟؟؟؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم ؟؟؟