پِگوله پشمک به سر
خسته ام...یک قلم لطفاً!!! میخواهم خودم را خط خطی کنم...!!!
پِگوله پشمک به سر
کاش من گاهی مرد بودم میشد تنهاییم را...به خیابان بیاورم... سیگاری دود کنم ونگران نگاه های مردم نباشم کاش من گاهی مرد بودم میشد شادی ام را...به کوچه ها بریزم...باصدای بلند بخندم و هیچ ماشینی...برای سوار کردنم...ترمز نکند...!
پِگوله پشمک به سر
درد من چشمانی است که به من اشک هدیه میداد و به دیگران چشمک..................!
پِگوله پشمک به سر
بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند ...!!! بس که استفاده شده اند !!! دکمه های : ک ا ش ب و د ی
پِگوله پشمک به سر
گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ... انگار کافی نبوده ... این روز ها ... اوّل ِ صبح ها هم ... گریه می کنم . . . . آاای آدم ها ... این ها که می نویسم ... یعنی ... چقدر زیاد دلم می خواهد ... کسی باشد ... بپرسد ... : " خوبی ... ؟ "
پِگوله پشمک به سر
بی هیچ صدائی می آیند, زمانی که نمی دانی, در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...... بی هیج نشانی از دلت می گریزند, تا تمام چیزی که به یاد می آوری, حسرتی باشد به درازای زندگی, چه قدر بی رحمند رویاهـا . . .
پِگوله پشمک به سر
دقت کردین میزان دوستی و محبت بین دو تا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه!!هر چی فحش ها رکیک تر رفاقت صمیمی تر؟!
پِگوله پشمک به سر
دختره نوشته بود : “جــای خــالی تــــو رو اِنقـد بـــا چـشام آب میدم تا بـــــاز کـنــارم ســبز بشــی . . !!” فکر کنم مخاطبش یونجه بوده