پِگوله پشمک به سر
پر از عشق و لبریز از کینهام میکند! چه تناقض عجیبیست تو را به یاد آوردن. . .
پِگوله پشمک به سر
رسیده ام به برگی که میداند باد از هر طرفی که بیاید سرانجامش افتادن است......
پِگوله پشمک به سر
امروز بازهم سیگار کشیدم! آرام، زیاد، با احساس... همه ی تورا ، همه ی آنچه که از تو با من باقی مانده بود را دود کردم با همین بهمن های کوچک دوست داشتنی... بازهم پاسخ نَـئشه ی من به این سوال مسخره : مــرگ یا زندگــی ؟! قطعآ مــرگ
پِگوله پشمک به سر
هـــــرچــﮧ مـے رومـ نمـے رسمـــ گـاهـے با خـوב فکـر مـے کنــم.... نکــنـ ב مـטּ باشم کلــــاغ آخـر قصـ ـﮧها !
پِگوله پشمک به سر
بر عکس پولهایمان ، زندگیمان گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینیم...................................!!!!!!!!
پِگوله پشمک به سر
آدمــایـی کـه از رابـطـه هـای طــولـانـی مـیــان بـیـرون خــطـرنــاکــن !!! چــون اونــا میــفهـمـن کـه میــشه یـــه چــیــزایـــی رو از دستــــ داد ، و نــَـمُـــرد . . . !
بدرود
13 سال و 8 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 30 دقيقه قبلشب بیا
13 سال و 8 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبلباشه
13 سال و 8 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل