پِگوله پشمک به سر
اين بار که آمدي دستانت را روي قلبم بگذار تا بفهمي اين دل با ديدن تو نمي تپد ميلـــرزد . . .
پِگوله پشمک به سر
رويا هايي هست که شايد هرگز تعبير نشوند اما هميشه شيرين اند مثل رويــــاي داشتن تـــــــو . . .
پِگوله پشمک به سر
فراموش كردنت كار آسانی است كافی است دراز بكشم ، چشمهایم را ببندم و نفس نكشم !
پِگوله پشمک به سر
گاهی حس آخرین بیسكوئیت ساقه طلایی رو دارم ، تنها ، شكسته !
پِگوله پشمک به سر
خوش به حال فرهاد كه تلخ ترین خاطره زندگی اش هم شیرین بود . . .
پِگوله پشمک به سر
هزار بار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد ! این تخت خواب آغوش كم دارد . . .
پِگوله پشمک به سر
★A★r★m★a★n★(آلـــــــمان) @ رفتی دست شویی؟؟؟؟
پِگوله پشمک به سر
دردناك است دوست بداری و گمان كنی دوستت دارند، حال آنكه او یگانه هستی تو باشد و تو یكی از هزاران لذت او... !
پِگوله پشمک به سر
عشق بازی كار فرهاد است و بس, دل به شیرین داد و دیگر هیچكس, مهر امروزی فریبی بیش نیست, مانده ام حیران كه اصل عشق چیست ؟
پِگوله پشمک به سر
كف بینی نكن ! دستی كه به سویت دراز شده ، طالعش تویی !
پِگوله پشمک به سر
به یاد داشته باش درست در لحظه ای كه می گویی من تسلیمم ، شخص دیگری كه در حال نظاره همان موقعیت است با خود می گوید : چه فرصت بزرگی
پِگوله پشمک به سر
هر قدیس گذشتهای دارد و هر گناهكار آیندهای