پِگوله پشمک به سر
سجاده ام كجاست؟ می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم این دل گرفتگی مداوم شاید، تأثیر سایه ی من است، كه این سان گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده ام سجاده ام كجاست؟
پِگوله پشمک به سر
کاش منم یه دوست پسر خوب داشتم تا باهم میرفتیم لب ساحل من هِی اذیتش میکردم ولی اون تحملم میکرد .........!
پِگوله پشمک به سر
شاید امروز نه; اما سرانجام همه چیز درست خواهد شد... من در انتظارت خواهم ماند .............!
پِگوله پشمک به سر
گاهی فقط باید؛ سیگاری بگذاری روی لب هایت یقه های پالتو ات را بدهی بالا دستهایت را بکنی در جیبت و بروی .................
پِگوله پشمک به سر
گلویم درد دارد تازگی ها بغض کردنم عادی نیست خیلی وقتها پیش آمده که از تنهایی حال و هوایم بارانیست اما انگار این بار سوز، سوز دیگریست... می خواهم از انباشته غم هایم خانه ای بسازم بگذار دیوار آشیانه ام سرشار از عکس تو باشد آب و غذا هم لازم ندارم هر روز برای نبودت فراوان غصه میخورم... برایم کا[!]ت!!..!! کاش میفهمیدی که آن تب کردنَم آن رنگ عوض کردنَم تمام برای تو بود... برای نبودت نه از گلو درد.......................!
پِگوله پشمک به سر
میشه تنهایی بازی کرد, میشه تنهایی خندید, میشه تنهایی سفر کرد ولی خدایی خیلی سخته تنهایی ,تنهایی را تحمل کرد ...................
پِگوله پشمک به سر
حالم بهم میخوره از ادمایی که تا میبینن یه نفر سوتی میده مسخرش میکنن ..............!
پِگوله پشمک به سر
تُو اِی خُدایِ مِهرَبان/تُو اِی پَناه بی کَسان/بِه سَنگ غَم مَشکَن دِگَر/چو شیشه یِ مینا دِلَم/چو شیشه یِ مینا دِلَم................!
پِگوله پشمک به سر
صدام کن که دوباره بشم عاشق عاشق بیام با یه اشاره بیام با یه اشاره ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ
پِگوله پشمک به سر
مَن اَز خَرابِه یِ دِل واسَت گُلخونه ساختَم.............!
پِگوله پشمک به سر
من برای زنده ماندن جستجوی تازه میخواهم......................!