jalil
تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود،“خدا” بود
jalil
پدرم گفت پسر جان زن اگر زن باشد /// شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد /// پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست /// و زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست
jalil
دخترم. گوهر من... تو که تک گوهر دنیای منی دل به لبخند حرامی مسپار..دزد را دوست مخوان...چشم امید بر ابلیس مدار...دیو خوبان پلیدی که سلیمان رویند...همه گوهر شکنند....
jalil
آدمها چه راحت با جابجايي يک نقطه از خدا جدا ميشوند!!
jalil
اینکه پُر از دردی، مِلاکِ مردانگیات نیست...گاهی فقط مَرهم بودنست که نجاتت می دهد ، نجاتش میدهد؛ تو را از چنگال تـَکَبر، او را از ورطهی دَرد...کافیست به یاد آری، خدایی داری؛ همین!
jalil
الهي! تا به حال ميگفتم « گذشته ها گذشت » ، اكنون مي بينم كه گذشته هايم نگذشت بلكه همه در من جمع است. آه، آه، از يوم الجمع… « آيت ا… حسن زاده آملي »
jalil
اگر همه ثروت داشتند؛ دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پر ستیدند و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید؛ تا دیگران از سر جوانمردی؛ بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی میمرد .... اگر همه ثروت داشتند!
jalil
اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت ؟ دکتر شریعتی