پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج، بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!! میگم هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟!!! پسر خاله است ما داریم؟
مقصدت هرجا که باشه... هر جای د نیا که باشی.... اونور مرز شقایق ...پشت لحظه ها که باشی ...خاطرت باشه که قلبت... سپر بلای من بود... تنها دست تو رفیق ِدستِ بی ریای من بود..........
سیب سرخی را به من بخشید و رفت ، ساقه ی سبز دلم را چید و رفت ، عاشقی های مرا باور نکرد ، عاقبت بر عشق من خندید و رفت ، اشک در چشمان سردم حلقه زد ، بی مروت گریه ام را دید و رفت ... !
داشتم حسودی می کردم به دختر پسری که دست هم رو گرفته بودند و توی پیاده رو قدم می زدند و چه عاشقانه هم بود . که یک لحظه پسره برگشت و نگاهی انداخت توی چشمام و بهم چشمک زد ،عــــــــــجــب!!!!! حیف اون حسودیم !!!!!