یه اثر دیگه واسه وحی : دلم برات تنگ شده وحی جونم! میخوام بهت خطاب بدم نمیتونم! بین ِ ما این لینک ِ دنبالر! فاصله ی کلی شهره خوب میدونم! بغض ِ دیدگاهمو شکستم! میخوام بگم به کل عاشقت هستم...
با توجه به خواسته ی دوست ِ عزیزم @وحــــــــیــــــــد وحی جون! گفتم که یکی از هنرهامو که برای ِ وحی سروده ام رو با شما دوستان به اشتراک بذارم... 1 2 3 شروع میکنیم: وحی بارو بندیلو ببند دنبالر دیگه جای ِ تو نیست، توی ِ این پستای ِ من جایی واسه دیدگاه ِ تو نیست! دیگه پیام خصوصی نزن به درد ِ من نمیخوره! دیگه پستامو لایک نزن پستام از این لایکا پره.... حالا همه با هم!
شاهکارم رو تقدیم میکنم با عشق به حسن آقا موسن یگانه + موسن چاوشی -> نشکن دلمو (( سرگرمي تو، شده بازي با اون پشمای جنگل لاکانت ، يادت نمياد اون همه پفکهایی که با تو خوردم ، با اين همه چیپس ، تو ببين باز چه جوري پاي اين همه پفک ، من نشستم*** نشكن سرمو، به خدا آهم ميگيره پشماتو ، میسوزیا ، نگو حرمله ، نگو نميدوني معنی حرمله ، نگو فکش ، نگو نميدوني معنی فکش ))
مازیار فلاحی - قلب یخی - تراک 6 (( توی یه لحظه توی گروم نگاه کن ، با صدای من در نی یو دی جی رو باز کن ، کمی طنز رو حس کن تو ترانم ، واسه تو یه دنیا حس عاشقانست ، دلت رو به این گروه دی اکتیو بسپار ، توجوجو رو داری عزیزم منو این بار ، من میخونم تا تو لبخند بگیری ، تو با من به سمت دی اکتیوی نمیری ، دل تنهاتو به دست نی دی جی بسپار، توعمو حسن رو داری عزیزم این بار ، دوست دارم حس کنی حسن تو ترانه هامی ، تنها نیستی، تو مثه پفک باهامی ، تنها نیستی، تو مثه پفک باهامی )) حسن = عمو حسن = حسن ریبری = @محمدحسن مزروعی
مازیار فلاحی - قلب یخی - تراک 5 (( تازه عادت کرده بودم که تو تنهایی بمونم ، ولی وقتی دنبالر رو دیدم دیگه گفتم نمیتونم ، تازه عادت کرده بودم ، که باشم تنهای ِ تنها ، تا که دیدمت نی یو دی جی ، دلم گفت توی اون گروه توی رویا ، تازه عادت کرده بودم تازه عادت کرده بودم ، هااااااااااااااااااااااا ه ِ هووووووم هااااااااا ))
شادمهر - محال (( دست تو، تو دست بابت بود ، دلت اما پیش مامانت ، تو خودت خبر نداشتی اما چشای بابا قورقوریت این رو میگه *** مدتی بود حس میکردم که دل صاب مردت یجا اسیر ، جفتک زدی به تختت ، کی واست جز حسن میمیره ))
شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟ نوشت با خط دود خود, به دردت می خورم گاهی ، تو بر من می نهی آتش ، که درد خود کنی تسکین، من بیچاره می سوزم تو از حالم چه میدانی؟...
اون که دست چپت مامی
دست راست چییه بغلش کردی 

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلنمیدونم جواد.تو فکر فرو رفتم.بذار از مامانم بپرسم.خبرت
میدم.فکر کنم پارچه باشه.

میدونی برا چند سال پیشه؟حدود 24سال پیش.نزدیک به 1 ربع قرن
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبلحساس میکنی آدم دیگه
باشه برو از مامان بزرگی بپرس
بابابزگ هم ببوس 
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 30 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبل