#اعتراف میکنم اون اولا از جناب #یوزارسیف میترسیدم @O u ➌ Ph ¥ اصن به طرز خیلی وحشتناک همچنین از جناب #جواد هم میترسیدم @jpmfm ولی نه خیلی زیاد اما الان میبینم نه دیگه نمیترسم ولی بذارین بگم که این اعترافمو با کلی ترس و لرز گفتم ولی خیالم راحت شد که یه اعتراف ُ راحت گفتم ولی بازم میترسم ازشون
تو اتاقم نشسته بودم کارامو انجام می دادم یهو خواهرزاده کوچولوم در اتاقو باز کرد خیلی هم استرس داشت گفت واااااااااااااای ببخشید فکر کردم اینجا دسشوییه!! در اتاقو بست...
امروز سوار ی پراید 132 شدم .. یارو صندلی رو تا جایی که جا داشته داده عقب که بقیه فک کنن این طرف خیلی غوله مثلا !!!! بعد وسط راه دو تا دختر از این بوققققققققققققققیاااااا سوار کرده .. میگن اقا شما گنده ای میشه شما پیاده شی ما راحت بشینیم !!!!؟؟ پسره هم میگم آره داداش شما پیاده شو کرایه رو هم نصفه ازت میگرم .. گفتم این دو تا خانم پیاده شه من پول دربست میدم !! من : راننده : :!! دخترا : )X یعنی آفتابه رو به صورت عمودی گرفتم روشون
ووووویییییی لولو اومد

14 سال و 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 26 دقيقه قبلنهههههه
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبلآره
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبلال فرار
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبلجواد باز با خوابش اومد

14 سال و 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبلا نگین بچه ها دیگه من یه اعترافی کردم حالا