دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mobina

هیچ وقت شخصیتتو واسه کسی توضیح نده چون اونی که دوستت داره بهش احتیاجی نداره و اونی هم که ازت بدش می... درباره »
mobina
زن - مجرد
امتیاز: 363

دنبال‌شدگان

(47 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(91 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mobina
mobina

یه وقت هایی میرسه که نه یادش ارومت میکنه...نه عکسش...فقط بایدخودش باشه....فقط خودش

mobina
mobina

آخرین خبر: به دلیل استقبال بی نظیر شما مسلمانان عزیز زمان اذان مغرب یک ساعت تمدید شد!

mobina
mobina

تو برو من هم برای اینکه راحت برویمی گویم: باشد برو خیالی نیست . . . اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !!!

mobina
mobina

امروز هم پستچی پیر محلمان نیامد!! یا باید خانمان را عوض کنیم یا پستچی را… تو که هرروز برایم نامه مینویسی مگه نه

mobina
mobina

مهم نیست از بیرون چطور بنظر می ایم٬ کسانی که درونم رامیبینند برایم کافی اند برای انهایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم..... همان بیرون بمانند برایشان کا[!]ت.......*

mobina
mobina

دست های تو تصمیم بود باید می گرفتم و دور می شدم. هوایت را بردار و برو دروغِ دوست داشتنت پُر از سُرب است ... سنگین تر از هوایِ بودنت!

mobina
mobina

وصیت غضنفر : من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنید !

mobina
mobina

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .

mobina
mobina

من بودم تو و یک عالمه حرف و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
mobina
mobina

بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن و بــه نبــودن هـا ، زود آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن، تعظیم انان همانند خم شدن دو سر کمان است، که هرچه بهم نزدیکتر شوند تیرشان کشنده تر است...!

mobina
mobina

تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه ، بعد دختره اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره ! منم گفتم : نترس خانم یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟ بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت ! مام سینه خیز اومدیم تا خونه

mobina
mobina

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم

mobina
mobina

پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد عابراني که ردمي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند . . پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "بايد ازت عکسبرداري بشه تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب ديدگي يا شکستگي نداشته باشه " پيرمرد غمگين شد، گفت خيلي عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست . پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند : او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم. امروز به حد كافي دير شده نمي خواهم تاخير من بيشتر شود ! يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر مي دهيم تا منتظرت نماند . پيرمرد با اندوه ! گفت : خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد . چيزي را متوجه نخواهد شد ! او حتي مرا هم نمي شناسد ! پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟ پيرمرد با صدايي گرفته ، به آرامي گفت: اما من که مي دانم او چه کسي است !

mobina
mobina

زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه: من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم!!!

mobina
mobina

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم !