mobina
من به یادت بودم اما تو بی احساس به منو احساسم تو خیانت کردی باز یادم از یادت رفت بی صدا قلبم مرد من شدم تنها تر خاطراتت رو غم برد بی هوس عاشق بود این دل بیچارم از هوس تو رفتی من هنوز بیمارم بی خداحافظ بود رفتنت از پیشم دور میشیو من بی صداتر میشم به تو مدیونم من عشقو یادم دادی عاشقت بودم من تو به بادم دادی .
mobina
تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه!
mobina
آنقدر برای تو بوده ام... که دیگر... من برایم غریبه است...! اینگونه است وقتی که میروی... میمیرم... چون نه تورا دارم نه خودم را...!!
mobina
زندگی بافتنه یک قالیست....نه همان نقشو نگاری که خودت میخواهی...نقشه از قبل مشخص شده است...تو در این بین فقط میبافی...نقشه را خوب ببین...خوب بباف...نکند اخره کار قالیه بافته ات را نخرند....
mobina
پسر :
بیا همه چی رو از اول شروع کنیم
دختر :
یعنی الان تو داداشمی ؟؟؟
mobina
دلم نه عشق می خواهد و نه دروغ های قشنگ نه ادعاهای بزرگ و نه بزرگ های پرادعا... دلم یک فنجان قهوه داغ می خواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد...
mobina
خدایــــا ! خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش ! جهنم تـــــر از نبــــودنش جایـــی سراغ ندارم
mobina
آدما گاهی لازمه چند وقت کرکره شونو بکشن پایین یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن: کسی نمرده فقط دلم گرفته!!!
mobina
خیلی سخت بود … با “بغض” نوشتم ولی با “خنده” خواندی …
mobina
به غضنفر مین چرا زن نمیگیرییی؟؟میگه اخه کی میاد زنشو بده ما؟!
mobina
از غضنفر میپرسن جمله “مادر شوهرم را بوسیدم” ماضی نقلی است یا استمراری؟ میگه هیچ کدام ! ماضی اجباری !
mobina
غمگینم … وقتی همه ی جفت ها تنهاییَم را به رخم میکشند ، حتی جوراب هایم … ------------------------------------- لبخند بد نیست ؛ خنده خوبه ؛ قهقهه عالیه ؛ حتی گریه هم خوبه و آرومت می کنه ؛ اما . . . . لعنت به بغض !
mobina
گذشته در چشمانم مانده است عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم که نفهمی هنوز هم دوستت دارم
mobina
یارو یه جایی دعوت میشه صاحب خونه ازش میپرسه از بیرون غذا بیارم یا منتظر میشی شام آماده بشه؟ طرف میگه از بیرون غذا بیار تا شام آماده بشه