یک دختر و پسر باهم داشتن قایم باشک بازی می کردن. دختره به پسره میگه: من قایم میشم، اگه منو پیدا کردی بغلم کن و بوسم کن، اگر هم پیدا نکردی من زیر راه پله هام!!!-
پیرمرده میره دکتر . بغل دستیش که لکنت زبون داشته میگه ش شما چ چه ناناناراحتی ددارین؟ پیرمرده میگه پروستات،میگه ب ب ببخشید پ پروستات چی چی چیه؟ پیرمرده میگه همین جوری که شما حرف میزنین من میشــــاشـــــم… !!
از خواهران عزیز تقاضا دارم در زمان چت کردن در مواقعی که صحبت از مدرک تحصیلیتون میشه و ازقضای روزگار دارای مدرک تحصیلی کاردانی هستید واژه کاردانی رو حتماً به فارسی بنویسید! لطفاً ننویسید: ” man kardani hastam ” ما جنبه این سوءتفاهم نداریم
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

13 سال و 3 روز و 16 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 3 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 2 دقيقه قبل