دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠

در دنیایی ک بارسلونایی بودن مرام است رئالی بودن حرام است درباره »
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
مرد - مجرد
امتیاز: 12498

دنبال‌شدگان

(1755 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(943 کاربر)

گروه‌ها

(45 گروه)

بازدید

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
1069337_477246499020268_1600686561_n.jpg ♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

قیـــــــــــافه دخــــــــــدراوقتـــی موهاشونو رنگ میزنن^ _ ^

javid ahmadi
javid ahmadi

salammmmmmmmmmmmm @ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

آریــَــن
آریــَــن

مــن برم دیگه ، دوســتان روزتــون خــوش !! بــمونم مجــبورم تــو روی بزرگتــر از خــودم وایستم

مـانـی ^.^
مـانـی ^.^

به قول یاسe خودمون .:. آخه بابا باغت آباد منو درکم ....

Negar inA
Negar inA

سلاااامما رسیدیم خوووونهدلم واسه مامانم یه ذره شده بووود

شومپت ِ دنبالر
شومپت ِ دنبالر

زمان اینجا خیلی میگذره فک کردم هنوز دقیقه هم نشده اومدم ولی دیدم الان ساعته کسیم نکرد من میرم فعلاا خداااااااااافظ

Heartbroken
Heartbroken

سیلااااااااااااام به دوستان گل گل گل خودم

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

روزهاي عجيبي بود. يه جورهاي هنوز گيج و منگم باورم نميشه. روز قبلش باهاش ناهارخورديم. سه نفري رفتيم بيرون چرخيديم. تگرگ ميباريد و اون از درد کلافه بود. فکر ميکرديم هنوز يه شش هفت ماهي مهمونه. شب بعد وقتي بيهوش رو زمين اطاقش افتاده بود و پرسنل آمبولانس دورش جمع شده بودن? هنوز هم فکر کرديم حمله صرع شديد گرفته واسه همين بيهوشه. وقتي دنبال آمبولانس تا بيمارستان مثل ديوونه ها رانندگي کرديم? فکر ميکرديم صبح ميبريمش خونه. تمام اون 13 ساعت لعنتي رو پاي تختش بيدار مونديم? بلکه صدامون رو بشنوه و به حرفمون گوش کنه و بيدار شه. اما نشد. همون طور بي خداحافظي رفت. قرار بود حكم رو که خوب ياد گرفتم? باهم چند دست بازي کنيم. هنوز قرار بود بهتر که شد? دست من و عشقم رو بذاره تو دست هم. قرار بود خيلي کار هاي ديگه بکنه? آخه هنوز خيلي راه داشت. تازه هفته پيش تولد 65 سالگيش رو جشن گرفته بوديم. اما رفت خيلي آروم. انگار ديگه از درد کشيدن خسته شده بود. بعد از چهار بار عمل سخت مغزي? فکر کنم ديگه حوصله نداشت بمونه.تومور لعنتي داغونش کرده بود. هر وقت بهش قرصي چيزي ميدادن با نگاه عآجزانه اش مي گفت: بسه ديگه ولم کنين.

❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

ســـــــــــــــــــــــــــــــلام بروبچ دنبالری... روزِ همگی بخیر... نـــــــــــــــــــــــدا اومـــــــــــــــــــــــده...

*MRTZ*
*MRTZ*

سلام ظهر همه دنبالری ها بخیر!

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

داستان در مورد سربازيست كه بعد از جنگيدن در ويتنام به خانه بر گشت(((دیدگا)))

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

يجورائي اين شكلك ِ(( )) رفته رو مُخم .. يني در حد ِ ( . . . )

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل

خوش بحالتون...

آریــَــن
آریــَــن

سلاام به همه ، عــصر بخـیـر . . .