دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

می ایستد ، دلم ، زبانم و بودنم اما تو می روی که نشانم دهی چه تلخ آن روزها گذشت برایت بدون من آن روزها چه تلخ .. آن روزها چه زود ... خالی بدون تو ؛ خالی بدون من .

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
3.jpg كامياب

جایی می خواهم برای زیس تن ...

كامياب
كامياب

@گـلـپــری هر شبا ، نصفه شبا میاد تو خوابم و میگه : خدا مرگم بده ، ای وای ، شما تب دارین هنوز ؟ من میگم : تب که نه ، این آتیش عشقه ، چیزی نیست ... اون میگه : خدارو شکر ، پس چیزی نیست ، بازم بسوز .

كامياب
كامياب

تو با عشقت خوشی و اونم با عشق خودش خوش . چه احمقانه و متعفنانه زندگی می کنی. فقط برای بقاء نسل ازدواج کردی ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

می گویی : اندکی دوستم بدار ..اما طولانی هیچ نمی گویم .. تنها چشمانم را به گذشته می دوزم و نگاهم را که طعم مرگ دارد این روزها بر وجودت می پاشم .. می دانی .. دوستت دارم به اندکی جای زخمی که تا ابد بر گوشه وجودم جای دارد .. اری .. اندک اما طولانی .. به وسعت این دنیای پوشالی ... کاش می دانستی ...

كامياب
كامياب

تو میگفتی رنگ عشق قرمزه یه جاهاییشم آبیه گاهی هم صورتیه اما نمیدونم چرا دفتر خاطرات ذهنمو که ورق میزنم به قسمتای مربوط به تو که میرسم همش خالیه گاهی هم خاکستریه

كامياب
كامياب

@بهاره دستهایم خالی ، شانه هایم پر از نیاز ، قلبم تنهای تنها ، سهم من از عشق ،آوارگی در سرزمین عشق گرچه در کنارم نیستی اما امروز نیز مثل روزهای دیگر برایم روز عشق است. شد شش روز

كامياب
كامياب

به جرم عاشقی محکوم به تحمل این دلتنگی هستم، منی که تا به حال جنایتی نکرده بودم اینک در بند و زنجیر فاصله ها گرفتارم. لحظه ای حتی در خواب به ملاقات من بیا ، شب و روزم یکی شده ، روزهایم تاریک و شبهایم قیامت شده اینجا که هستم تنها صدای تپش قلبم را میشنوم .

كامياب
كامياب

روزهای بی تو می گذرند و من دست از پا درازتر چشمم را به انتظار فردایی که نخواهی رسید دوخته ام ...!

كامياب
كامياب

ابرها، میان باریدن و نباریدن دودل بودند و در رویای خاکستری خود پرسه می زدند! منتظر باران بودم... چه فرقی می کرد؟!! گیرم باران هم نمی بارید منتطر بهانه بودم! . . . !

كامياب
كامياب

مرا چه باک ز باران که گیسوان تو چتری گشوده اند مرا چه باک ز مرگ که بوسه های تو پیغام های قیامند بدرودهای تو تکرارهای سلامند

كامياب
كامياب

روزهای بی تو می گذرند و من دست از پا درازتر چشمم را به انتظار فردایی که نخواهی رسید دوخته ام ...!

كامياب
كامياب

تب و لرز کرده ام .... در تب اشتیاق دیدن تو می سوزم و از ترس پایان نیافتن این انتظار سرد بر خود می لرزم

كامياب
كامياب

پرواز در آسمان مهر من می کنی ولی بر شاخسار عشق‎ دیگری فرود می آیی تار و پود‎ سپید جامه ات قیمت‎ پروانگی‎ من است. فراموش کرده ای ؟ مهم نیست سقوطت را که خواهم دید

كامياب
كامياب

دلم تنگ آواز نفسی است٬ که پشت خاطره ها جا مانده است...