كامياب
توسط پیامک
ازهیاهو زمین بیزار شده ام! سهراب..قایق ات جایی برای من دارد؟
كامياب
توسط پیامک
گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم ببرمش روی تخت بخوابونمش ملافه رو بکشم روش دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم حتی براش لالایی بخونم وسط گریه هاش بگم غصه نخور خودم جان درست میشه..درست میشه.. اگر هم نشد به جهنم!..تموم میشه.. بالاخره تموم میشه...
كامياب
توسط پیامک
برگرد بیرون پر از گرگ من خودم میرم....
كامياب
توسط پیامک
ته سیگارهایت را دور نریز...بگذارشان برای من آنها از لبان تو کام می گیرند...من از لب آنها
كامياب
چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد
كامياب
شلاق عشقت را بر سر و تن یک بینوای دیگر فرود آور و مرا به قصه ها بسپار من از تو و عشق و شلاق بیزارم..
كامياب
ایام غم نخواهد ماند من اگر چه در نظر یار خاکستر شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند