دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سینا
مرد - مجرد
امتیاز: 2922

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(859 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

سینا
سینا

همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...

سینا
سینا

جدیدا وقتی میام دنبالر!!احساس میکنم وارد حوضه علمیه شدم!!!(سیستم ختم قران)(ثبت صلوات)------>اخه اینا چه ربطی داره به میکروبلاگ اجتماعی

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

اقا اینقدر عکس پرئفایلتونو تغییر ندین خو!!!من نمیتونم تشخیصتون بدم از هم

این ارسال را بازنشر کرده است.
عمو علی (مظلوم و آرام سایت)
عمو علی (مظلوم و آرام سا...
توسط موبایل

@سینا ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮدﻧﺖ ﮐﺎر آﺳﺎﻧﯽ اﺳﺖ ؛ ، ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ دراز ﺑﮑﺸﻢ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ را ﺑﺒﻨﺪم ! و ﻧﻔﺲ ﻧﮑﺸﻢ

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

دقّت کردین هر از گاهی که حوصله ندارین یه آهنگ شاد تو سرتون واسه خودش Play میشه ؟ دست بردار هم نیست !

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

چیزی که زندگی منو خراب کرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
meysam
meysam
در دوره

دیروز دانشگاه بودم یهو وسط سالن پسره داد زد شلواااارمو درارم؟ . . . . پسرا گفتن:دررراار . . . دخترام زیر چشی نگاه میکردن یهو دس کرد تو ساک ورزشیش شلوارشو در اورد

این ارسال را بازنشر کرده است.
meysam
481085_108814625931882_649253413_n.jpg meysam
در مادر...

هر وقت شک می کنم به وجود خدا ؛ به عشق، به خنده، به مهر، به گرما ، حتی به خاک ...! هر وقت گم می کنم ..... راهم را ، آسمان را ، حتی خودم را ؛ به نگاه می کنم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sajad
sajad

طرف تو پروفايلش زده متولدِ 1375 بعد مياد روزي چندتا استاتوس ميذاره كه شما يادتون نمياد... يكي نيس بهش بگه اخه گلابي تو خودت چي يادت مياد؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

واي خدا اينترنت مفتي چه طعم خوبي داره!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿.•*´BITA ✿.•*´
✿.•*´BITA ✿.•*´

شايد تو سکوت ميان کلامم بـاشي ديده نميشوي اما مـن، تـو رااِحساس مـيکنم شايد تو هياهـوي قلبم باشي شنيده نميشوي اما من، تـو را نـفس مـيکشم!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

الان تو بهشتم به خدا!!!!!!!!همه اهل خونه رفتن بیرون منم خودم تنها شدمو یه اهنگ گذاشتم صداشو دادم تهههه هر چی تلفن زنگ میزنه جواب نمیدمممممم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

تو شهر بازی نشسته بودم واسه خودم با دوستام .یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد پیشم بهم گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!! نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا..اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…بهش گفتم اسمت چیه…؟ -فاطمه…بخر دیگه…! -کلاس چندمی فاطمه…؟ -میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. -می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ -بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم (دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم) -فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ -باشه فقط ۳ تا ! -باشه… -اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم - فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت! سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم…فقط نگاه…فقط نگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.