من....!! نه مهربانم...نه عاشق...و نه محتاج نگاهی...!! فراری از دختران آهن پرست...و پسران مانکن پرست... هم صبورم...هم عجول... سنگین...مغرور...قانع...با یک پیچیدگی ساده... و مقداری بی حوصلگی زیاد... برای تویی که جیب پر از اسکناس سبز را میپرستی...نه سیرت آدمی را... هیچ ندارم... راهت را بگیر و برو...حوالی ما توقف ممنوع است...!!!
در تورنتو کانادا یه دانشگاه بود . تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بمونه . مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره . فرداش رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه : کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن . حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته ، یه بار جلوتون پاک می کنه . مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خیس شد ، شروع کرد به پاک کردن آینه . از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید!
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت قبل