سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
باخی بةهةشتم ، روخساری تؤیة ضاوم تامــةزرؤی دیداری تؤیة یـادی ثیرؤزت هـةر لـة دپـمایة تا أؤذی دوایـی کـؤتایی نایة
سینا
دایکم وتی مهکه روله پشیله ئهوخوات
سینا
مـــات شــدم از رفـتنت هیــچ مـیز شطـرنجی هـم در مــیان نـــبـود ! ایـن وســط فــقط یـک دل بـــود ...کـه دیگــر نـیست ...!!!
سینا
شال و كلاه ميبافم با خيالت...تا در سرماي نبودنت يخ نبندم!!
سینا
حافظا ديدي كه كنعان دلم بي ماه شد؟
عاقبت با اشك غم كوه اميدم كاه شد
سینا
خدایاشبیه بادکنکی شده ام ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام... التماست میکنم... فقط یک سوزن! تکه تکه شدنم باخودم...
سینا
خدایاشبیه بادکنکی شده ام
ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام...
التماست میکنم...
فقط یک سوزن!
تکه تکه شدنم باخودم...
سینا
فکر میکردم تو همدردی..
فکر نمیکردم توام دردی...
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبل