سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
برای تازه شدن دیر نیست ، کافی است ستاره ها را دریابی // عهدی را که در طوفان با خدا می بندی در آرامش فراموش نکن // میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود کاشکی! // بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنارش باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید // کاش زمان در دستانم بود تا زمان با تو بودن را انقد طولانی میکروم که زمانی برای بی تو بودن باقی نماند
سینا
بوسیدن آرمیتا!توسط بان کی مون
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 25 دقيقه قبل