❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
برای “تظاهر” به دلبستگی دیگر بهانهای ندارم! چقدر غریب و مبهم….. چه حس مشکوکی !!! من و او دیگر “ما” نیستیم… و من حتی دلتنگش نمیشوم انگار تمام آن روزها کابوس شکنجهای مزمن برای روح بی قرار و سر کش من بود مثل پرندهای فراری از قفس احساس رهایی میکنم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
چه خوش خیال بودم…. که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم……. به حبس ابد!! به یکباره جا خوردم….. وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد…. ……هی… تو…. آزادی!…. و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…..!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سردم شده است و از درون می سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه ی این قافیه را می دوزم !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی کسی صادقانه بهت عشق هدیه میکند و تو پس میزنی منتظر باش تا قلبتو به کسی هدیه کنی و اون تو رو پس بزنه . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
لحظه هایی هست که دلم برایت تنگ می شود، اسم این لحظه ها را گذاشته ام... همیشه!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
روزی میرسد... در حسرتم بمانی . در روزی بارانی . من در اوج و تو در ویرانی... یه روزی صادقانه صدات کردم . عاشقانه نگات کردم. حالا عاجزانه نگام می کنی . با حسرت صدام می کنی اما فقط ....................... برو
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یکــ بازیــِ پـر شور و هیجانــ بهـ نامــ زندگیــ بهـ پایانــ میرسد و همهـ چیز فرو میــ پاشد و منــ سر چشمهــ یِ ویرانیــِ خود هستمــ، هیچکســ نخواهد دانستــ کهــ همهــ چیز زیر سر منــ استـــ... تمامــ راهــ ها یکــ بهــ یکــ دهانـــ میــ بندند و منــ تنــ بهــ راهیــ میدهمــ کهــ موجبــ ویرانیــ ام میـ شود! تاریکیــ ها مرا میــ بلعند و منــ از ساختار مرگــ میترسمــ... اما سوگند کهــ دوزخــ از اینجا بهتر استــ! چونــ یکــ زیستگاهــِ طبیعیهــ پٌر از حیوانــ استـــ ، یکــ معمایــِ بیــ پایانــ کهـ دستــ خوشــِ مرور زمانــ شدهـ! نترســ مرگیــ در کار نیستــ اینــ فقطـ یکــ خواب طولانیستــ و اینــ جایــِ بوسهــ هایــِ تیغــ رویــِ دستانتــ استــ
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خــورشيــد را بگــو ديــرتــر خــراب شــود روي ســرمــان! بگــو مجبــور نيــست هــر صبــح گــل دهــد بــر گلــدان افــق، کــه مــا عســل لــب هــاي کســي را کــم داريــم بــراي صبحــانــه
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گمم نکن !! قول .. که گوشه ی حافظه ات .. آرام بنشینم ! بگذار بمانم !.. آرام گوشه حافظه ات فقط ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سلامتی پدری که "نمی توانم" را
در چشمانش زیاد دیدیم
ولی از زبانش هرگز نشنیدم.....!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
معلق مانده ام کسی نیست که برایش بمانم جرا ت نبودن هم ندارم .......