❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی دنیا به من پشت می کند
واژه هایم به تمنا می افتند..
در می یابم:
لحظه نوشتن،همین لحظه است..
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زخمها التیام می یابند اما به چه قیمتی؟؟؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
salam dustaye golam ,shabe hamegi bekheir
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
doostaye golam rooze khubi dashte bashin,felan 13ye 13ye
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی… که بلغزد بر من، من خودم بودم و … یک حس غریب .. که به صد عشق و هوس میارزید!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
.ای مــتــرســـــــــــک آنقدر دستهایت را بازنــکـــــــن
کسی تو را در آغوش نمیگیرد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید (کورش کبیر)
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تو نمی نویسم !
هیچ مدادی ، وقتی خیس میشود … نمی نویسد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در من ترانه های قشنگی نشسته اند انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان حالا به من رسیده و در من نشسته اند ... من باز گیج می شوم از موج واژه ها این بغضهای تازه که در من شکسته اند من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
با نام ِ سبز ِ تو اِنگار ، کالسکه ی بهار از راه می رسد ... آنگاه گلواژه ی طراوت و زیبایی را از نو باید نوشت . ای آرزوی وصل ! در نام ِ تو کدام راز ، نهفته ست ؟؛ گویی تلاوت ِ نامَت صحرای خشک را سرسبز می کند و کام ِ کویری را سیراب .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دل ِ مردابی ِ من در سکوت و شب ِ بیهودگی اش می شود ، هی تکرار ... کاش نیلوفر ِ ناز هودج ِ آبی زیبایش را بر سویدای ِ دلم می گسترد ؛ شبح ِ تنهایی تا فراسوی افق گم می شد و شب ِ تیره ی این مرداب جشنی از نور و چراغانی بر پا می کرد ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدای من ای آرام قلبم برای اینکه بدانی دوستت دارم در " مسلخ مهر " نفسم را ، امروز به قربانگاه مي برم جز این از من چه می خواهی ؟!