❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خیلی ازش خوشش میاد...خلاصه هر کاری می کنه که دل پسره رو بدست بیاره ، پسره اعتنایی نمیکنه... چرا؟؟؟ چون فکر میکنه همه دخترا مثه همن... ازقصه ها شنیده بوده که دخترا بی وفان... خلاصه می گذره سه چهار روز و پسره هم دل میده به دختره... خلاصه باهم دوس میشن و این دوستی می کشه تا یک سال ، دوسال ، سه سال ، چهار و پنج... همینطوری باهم بزرگ میشن... خلاصه بعد از این همه سال که با هم دوست بودن ، پسره به دختره میگه : چقدردوستم داری؟؟؟ دختره با مکث زیاد میگه : فکرنکنم اندازه ای داشته باشه! پسره میگه : مگه میشه آدم هیچ عشقشو دوس نداشته باشه؟؟؟ دختره میگه : نه...نه اینکه دوستت ندارم ، اندازه نداره... دختره از پسره می پرسه : توچی؟؟؟تو چقدر منو دوس داری؟؟؟ پسره هم مکث زیاد میکنه ، میگه... میگه : خیلی دوستت دارم...بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی... روزها میگذره...شب ها می گذره...پسره یه فکری به نظرش میرسه...میگه : میخوام این فکر رو عملی کنم... می خواس عشق خودشو امتحان کنه... تا اینکه یه روز میرسه بهش میگه...بهش میگه : من یه بیماری دارم که فکر نکنم تا چند روز دیگه بیشتر دووم بیارم...!(ادامه ديدگاه)
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدایا! من اینجا ... دلم سخت معجزه می خواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
قول و قرارهایمان جایش امن است... زیر پاهای تو!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تا چشم کار میکند جــــای تو خـــــــالیست ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اشك من جاری شد... جای تو خالی بود ! جـــــــــای تـــــــــو .. عكس تو در طاقچه ی كوچك قلبم خندید !... شعر دلتنگی من سخت گریست ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دریا به اسمان نزدیکتر است اسمان به صدای تو نزدیکتر ومن از صدای تو صدها سال فاصله دارم چیزی بگو تا اسمان و دریا و من در صدایت ابی شویم............
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدانگهدار............عصر خوبيرو واستون آرزو ميكنم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
برای نبودن که . . . همیشه لازم نیستــــــــــ راه دوری رفته باشی میتوانی همین جا پشت تمـــــــــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی این روزها خوبم ، کار میکنم ، شعر میخوانم قصه می نویسم و گـــــــــــاهی دلم که برایتــــــــــــ . . . تنگ میشود تمام خیابانها را ، با یادتـــــــــــ . . . پیاده میروم .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
شکسته های دلت را به بازار خدا ببر ، خدا خود بهای شکسته دلان است .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نزدیک میشم وقتی حواست نیست
اونقد که مرزی جز لباست نیست!
از پشتِ سر چشماتو میگیرم
بگو کی ام؟ وگرنه می میرم...
نزدیک میشم وقتی حواست نیست
اونقد که مرزی جز لباست نیست
از پشت سر چشماتو میگیرم
بگو کی ام که برگشتم !؟
بگو ! وگرنه می میرم
منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی
شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی